ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد
شکار چشم تو ناکام برنمی گردد
ز دور باش تو قاصد نرفته برگردید
غنیمت است که پیغام بر نمی گردد
دل آمده است یه یادم نشان الفت کیست
رمیده تا نشود رام بر نمی گردد
به نا امیدی ما عمر جاودان بخشید
کسی زکوی تو ناکام بر نمی گردد
به غیر از اینکه ترحم کنی چه خواهی کرد
اسیر از تو به دشنام بر نمی گردد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر از احساسات عاشقانه و ناامیدی سخن میگوید. شاعر به این نکته اشاره دارد که تلاشها و آرزوهایش برای رسیدن به محبوب، بینتیجه مانده است. به نظر میرسد که هیچکس نمیتواند از وضعیت ناامیدی و دوری از محبت فرار کند و هیچ پیغامی از محبوب بازنگشته است. شاعر به تنهایی و اسیری خود در عشق اشاره میکند و از محبوب خواسته است که بر او ترحم کند، زیرا او در این راه تنها و ناکام مانده است.
هوش مصنوعی: اگر به شوخی مژهات جام از دست برود، هیچگاه چشم تو را ناکام نمیگذارد.
هوش مصنوعی: از دور، وقتی که تو به عنوان پیامآور میآیی و برمیگردی، خیلی خوب است که پیام تو به مقصد نرسیده و هنوز فرصت داری تا برگردی.
هوش مصنوعی: دل به یاد من آمده و در جستجوی کسی است که نشان از محبت دارد. او که از عشق فراری است، تا زمانی که به آرامش درنیاید برنمیگردد.
هوش مصنوعی: کسی که به درد و ناامیدی ما آشناست، به زندگی ابدی و جاودانهای دست یافته است؛ زیرا هیچکس از مسیر تو بینتیجه و ناکام بازنمیگردد.
هوش مصنوعی: جز اینکه به او رحمت کنی، چه کاری میتوانی انجام دهی؟ فردی که اسیر است، با بدگویی به تو پاسخ نخواهد داد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.