بیند اگر ز گرد ره او رواج صبح
خورشید تکیه گه نکند تخت عاج صبح
دارد دماغی از می دوشینه روز من
رنگین طراز گوشه سرکرده تاج صبح
دارم دلی زمحشر گل تر دماغ تر
یادت مفرحی است که دارد مزاج صبح
گردد به نرخ باده دلها سفال چرخ
گیرد اگر ز میکده شامم خراج صبح
شوخ است و مست چشمک تکلیف اسیر کو
کز یک پیاله باده نمایم علاج صبح
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به تصویرسازی زیبایی از صبح و احساساتش میپردازد. او تعبیر میکند که صبح با شکوه و زیباییاش، در حقیقت به خاطر عشق و یاد محبوب است. با استفاده از عناصر مختلف مثل خورشید، گل و می، شاعر احساساتی درباره شادی و سرزندگی را نمایان میکند. او به این نکته اشاره میکند که باده و شراب میتوانند دلها را شاد کنند و با یاد معشوق، صبح را شیرینتر کنند. در نهایت، احساسات عشق و سرخوشی در کنار زیباییهای طبیعی به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: اگر نگاه کنی و ببینی که صبح خورشید از دور در حال تابیدن است، دیگر نباید در جایی که تخت عاجی قرار دارد، تکیه کنی.
هوش مصنوعی: نسیم ملایمی با عطر شراب روز مرا زیبا میکند و در کنارهی سحر، تاجی آراسته بر سرم میگذارد.
هوش مصنوعی: دلم پر از شوق و شعف است، یاد تو مانند صبحی تازه و دلپذیر، روح مرا شاداب و سرزنده میکند.
هوش مصنوعی: شراب دلها را شاداب و سرزنده میکند و اگر من از میکده به صبح برگردم، به قیمت نوشیدن آن، خوب میگذرانم.
هوش مصنوعی: چشمک زدن او شوخی و نظر بازی است و من که به عشق او گرفتار شدهام، میخواهم با یک جرعه شراب، درد و رنج صبح را درمان کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.