بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
از گل بخت من اقبال زمین هم کوته است
نیست تنها دست من کوتاه از دامان داغ
بهر پنهان کردن داغ آستین هم کوته است
گر پریشان شد ز پیچ و تاب این درهم مباش
از خم آن جعد مشکین دست چین هم کوته است
چون عنان کی دست او بوسم که مانند رکاب
دست امید من از دامان زین هم کوته است
چون کنم دریوزه آتش برای سوختن
دستم از دامان خاکستر نشین هم کوته است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به ناامیدی و کمبودهایی اشاره میکند که او را از رسیدن به آرزوهایش بازمیدارد. او از عشق یا محبوبی سخن میگوید که به او دسترسی ندارد و میگوید که در تلاشهایش برای جلب محبت، احساس ناتوانی میکند. حتی آستینش هم برای پوشاندن داغ دلش کافی نیست. او تأکید میکند که نباید از پیچیدگیهای عشق ناامید شد، اما در عین حال، او به کمبود امید و امکان دسترسی به آرزوهایش اشاره میکند و بیان میکند که حتی در تلاش برای جلب آتش عشق، دستش از هر چیزی کوتاه است. در کل، اشعار بیانگر احساس ناامیدی و محدودیتهای عاطفی شاعر است.
هوش مصنوعی: برای زیارت تو، از زمین برخاستن فراموش کردهام. خوشبختی من به قدری کم است که زمین نیز به من اقبال نشان نمیدهد.
هوش مصنوعی: دستی من فقط به دامان داغ نمیرسد، بلکه آستینم هم برای پنهان کردن آن داغ کوتاه است.
هوش مصنوعی: اگر از دگرگونی و پراکندگی این مشکلات ناراحت شدی، نگران نباش؛ زیرا حتی از پیچ و تاب آن موهای سیاه زیبا هم میتوان کوتاه کرد.
هوش مصنوعی: من چگونه میتوانم دست او را ببوسم در حالی که دستِ فرشتهگونهاش به اندازهای کوتاه است که نمیتوانم به آن دسترسی داشته باشم؟
هوش مصنوعی: چگونه میتوانم آتش را برای سوزاندن دستم درخواست کنم در حالی که حتی از لبه خاکستر هم فاصله دارم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.