اخگرم آفت بیداری من خواب من است
مژه بر هم زدنی بستر سنجاب من است
کم نگاهی است که مشتاق شرابم دارد
این گناهی است که در گردن احباب من است
کو دماغی که کنم تربیت هوش کسی
گفتگویی که به گوشی نرسد باب من است
بحر دیوانگی از قطره ام آموخته است
شور سیلاب نظرکرده سیماب من است
لب من زمزمه راز ندانسته اسیر
شعله بی پر و بال آه جگر تاب من است


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات تنهایی و ناامیدی خود سخن میگوید. بیداریاش را ناشی از دردهای درونی و تمایل به خواب میداند و به دوری دوستان و گناهی که در ارتباط با آنها برای خود قائل است، اشاره میکند. او به ناتوانی در گفتوگو و ارتباط مناسب با دیگران اعتراف میکند و دیوانگیاش را به تجربهای عمیق از زندگی تشبیه میکند. در نهایت، لبهایش رازهایی ناگفته را فاش میکند و آه و آتش دلش را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: آتش وجودم باعث آزار و بیداری من شده است و خوابم آن است که با یک حرکت جزئی پلک، میتوانم به آرامش برسم.
هوش مصنوعی: نگاهی که به شراب دارم، کم است و این علاقهمندی، تقصیر دوستانم است.
هوش مصنوعی: کسی که بتواند هوش و استعدادها را پرورش دهد، باید دقت کند که گفتگویی که به گوش دیگران نمیرسد، برای او اهمیت دارد.
هوش مصنوعی: دیوانگی را همچون دریا از یک قطره یاد گرفتهام و شور و هیجان وجودم، جلوهگر نگاهی است که مانند جیوه میدرخشد.
هوش مصنوعی: لبهایم آرام آرام رازهایی را بیان میکنند که نمیدانم، و در عین حال اسیر آتشی هستم که هیچ حمایتی ندارد. آهی که از دل میآید، بار من را سنگینتر کرده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.