گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴۲

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

اهل نظران دیده به روی تو گشایند

حسن تو در آئینهٔ یکتا بنمایند

خورشید جمال تو نموده است به ما روی

آنها که طلبکار لقایند کجایند

در آینه حسن تو نمایند خدا را

صاحبنظرانی که منور به خدایند

رندان سراپردهٔ میخانه در این دور

شاید که به پابوس تو هر دم به سر آیند

بی دُردی دردت نتوان یافت دوائی

دلها همه زان خستهٔ این درد و دوایند

ای عقل برو از در میخانه که رندان

مستند و به امثال تو این در نگشایند

هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید

سریست که مستان همه آن بیت سرایند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام