گنجور

غزل شمارهٔ ۳۱۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

عالم بدنست و عشق جانست

جانست که در بدن روانست

عشقست که عاشقست و معشوق

عشقست که عین این و آنست

عشقست که نور دیدهٔ ماست

چون نور به چشم ما عیانست

بنشسته به تخت دل چو شاهی

عشقست که پادشه نشانست

عشقست که زنده دل از آنیم

عشقست که جان جاودانست

عاشق چو غلام و عشق سلطان

عشقست که شاه عاشقانست

عشقست که عقل بندهٔ اوست

عشقست که سید زمانست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام