گنجور

غزل شمارهٔ ۱۷۴

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

درد دل ما دوای درد دل ماست

خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست

ما بندهٔ او و سید رندانیم

ما سائل او و عالمی سائل ماست

آن گنج که اسمای الهی خوانند

در کنج خرابه جو که آن در دل ماست

چه جای نهایت است ره رو ابدا

گر راه رود در اول منزل ماست

نور است حجاب ظلمتش را چه محل

مه حایل آفتاب و او حایل ماست

رندی که محیط را به یک جرعه خورد

نوشش بادا که همدم کامل ماست

مفعول ویند جمله اشیا به تمام

یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام