گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۰۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

جان کیست بندهٔ حرم کبریای دل

یا روح چیست خادم خلوتسرای دل

در چارسوی عشق که بیرون دو سراست

صد جان روان دهند به یکدم بهای دل

از جان به سوز سینه که یابی وصال جان

در جان بساز چشم که بینی لقای دل

آن مهر ماه روی که جانست نام او

چون ذره ایست گشته روان در هوای دل

سلطان چرخ چارم از آن گشت آفتاب

کامد به زیر سایهٔ فر همای دل

دل کشتی خداست به دریای معرفت

لطف خدا سزد که بود ناخدای دل

سید رموز دل چه نهان می کنی بگو

جان عرش اعظم است و بر او هست وای دل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام