بی غرض یک سخن ز من بشنو
ره ببین اول، آنگهی میرو
زانکه بی این دو هیچ جا نرسی
یک اشارت بس است اگر تو کسی
چشم در مقصد ارادت دار
پس عنان قدم به امر سپار
امر حق را جز از ارادت دان
زان نیاورد بوالحکم ایمان
امر اعمال، ارادت احوال است
امر تفصیل، ارادت اجمال است
امر بر درگهش چو دربان است
بی ارادت ورا چه فرمان است
از ارادت از او سری بستند
وان دگر سر به خلق پیوستند
جنبشی کان نه آن سری باشد
سود نکند که سرسری باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به نحوی به اهمیت ارادت و توجه به هدف در زندگی اشاره میکند. شاعر میگوید که برای رسیدن به مقاصد و اهداف، باید ابتدا مسیر را شناخته و سپس گام برداریم. بدون ارادت و نیت صادقانه، هیچگاه نمیتوان به جایی رسید. او تأکید میکند که اعمال و رفتار ما باید نشأت گرفته از یک اراده خالص باشد و بدون آن، هیچ دستوری کارساز نخواهد بود. در نهایت، تأکید بر این است که تنها حرکتی که با هدف و اراده قوی همراه باشد، میتواند ثمربخش باشد.
هوش مصنوعی: بدون هیچ پیشنهادی و انگیزهای، یک حرف از من بشنو. ابتدا مسیر را ببین، سپس برو.
هوش مصنوعی: اگر بدون این دو چیز (محبت و علم) باشی، هیچ جا به جایی نمیرسی. یک اشاره کافی است برای کسی که ارزش این دو را درک کند.
هوش مصنوعی: اگر در خاطر خود هدفی را در نظر داری، پس باید کنترل قدمهایت را به آن ایده بسپاری.
هوش مصنوعی: فقط کسی که اراده و نیّت صحیحی دارد، میتواند به حقیقت و دستورات الهی پی ببرد؛ زیرا بوالحکم به دلیل عدم ایمان واقعی، نتوانست این حقیقت را درک کند.
هوش مصنوعی: اعمال و رفتارهای انسان به نوعی نشاندهندهی تمایلهای او هستند. وقتی که جزئیات را بیان میکنیم، به نوعی اراده و قصد کلی خود را مشخص میکنیم. در واقع، جزئیات نشاندهندهی حالات و خواستههای فرد هستند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در ورود به محضر او، مانند دربان درگاه عمل میکند و بدون اجازه و خواست او، هیچ دستوری صادر نمیشود.
هوش مصنوعی: به دلیل عشق و ارادت به او، برخی خود را تسلیم او کردند و دیگران به جمع مردم ملحق شدند.
هوش مصنوعی: حرکتی که از عمق و جدیت برخوردار نباشد، ثمری ندارد و تنها سطحی و بیمعنا خواهد بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.