گنجور

شمارهٔ ۷

 
سیف فرغانی
سیف فرغانی » گزیده اشعار » قصاید و قطعات
 

آن خداوندی که عالم آن اوست

جسم و جان در قبضهٔ فرمان اوست

سورهٔ حمد و ثنای او بخوان

کیت عز و علا در شان اوست

گر ز دست دیگری نعمت خوری

شکر او می‌کن که نعمت آن اوست

بر زمین هر ذرهٔ خاکی که هست

آب خورد فیض چون باران اوست

از عطای او به ایمان شد عزیز

جان چون یوسف که تن زندان اوست

بر من و بر تو اگر رحمت کند

این نه استحقاق ما، احسان اوست

از جهان کمتر ثناگوی وی است

سیف فرغانی که این دیوان اوست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ویرایش جدید ساغر