ای شده پای بست و زندانی
اندرین خاکدان ظلمانی
تاکی این گفت و گوی پر باطل
تاکی این جست و جوی بی حاصل
راه رو راه، گرد گفت مگرد
که به گفتار ره نشاید کرد
تا ز بند هوا برون نایی
ندهندت کمال بینایی
نبری ره به عالم وحدت
نتوانی زدن دم وحدت
زین نشیمن سفر به بالاکن
خویشتن را چو عقل والا کن
دم به تجرید زنکه بی تجرید
نرسد کس به عالم توحید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان ناامیدی از زندگی در دنیای مادی و ظلمانی میپردازد. شاعر میگوید که در این دنیا انسان در بند و زندانی است و گفتوگوهایی که انجام میدهد، بیفایده و بدون نتیجه است. او به جستوجوهایی میپردازد که هیچ دستاوردی ندارند. شاعر تاکید میکند که باید از بند دل و هوا رها شود تا به کمال بینایی دست یابد و به عالم وحدت برسد. برای این کار، باید خود را به مقام عقل و فهم بالا برساند و با جدایی از دنیا، به حقیقت وجود و توحید نزدیک شود.
هوش مصنوعی: تو در این دنیای تاریک و خاکی، به اسارت و وابستگی افتادهای.
هوش مصنوعی: چقدر میخواهیم در این گفتوگوهای بیفایده حرف بزنیم و چقدر دیگر میخواهیم در جستوجوهای بینتیجه تلاش کنیم؟
هوش مصنوعی: اگر در مسیر درست قرار داری، نباید به سخن کسی که به تو میگوید نرو توجه کنی، چرا که با گفتار نمیتوان از راه درست منحرف شد.
هوش مصنوعی: زمانی که از چنگال تمایلات و خواستههای دنیوی رها نشوی، به حقیقت و کمال بینش دست نخواهی یافت.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی به حقیقت و ماهیت یگانگی دست پیدا کنی، هرگز نمیتوانی درباره این یگانگی سخن بگویی و آن را درک کنی.
هوش مصنوعی: از این خانه فارغ شو و به سوی کمال خود برو، همانطور که عقل و خرد برتر را جستجو میکنی.
هوش مصنوعی: لحظهای در خود فرورفتگی ایجاد کن؛ زیرا بدون این فرورفتگی، هیچکس نمیتواند به حقیقت وحدت برسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.