سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احواله
»
بخش ۴۵ - حکایت در این معنی
نه بپرسید از جحی حیزی
کز علیّ و عُمر بگو چیزی
گفت با وی جحی که اندُه چاشت
در دلم مهر و بغض کس نگذاشت
شره لقمه آن چنانم کرد
کز تعصّب شدم به یک ره فرد
مر مرا کار خورد و خفت آمد
با دلم اکل و شرب جفت آمد
هرکه او بیش خورد بیش رید
نه چو لقمان ز لقمه بیش زید
مرد با مال بییقین باشد
سیر خورده گرسنه دین باشد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، جحی از عدم تمایل به صحبت درباره علی و عمر سخن میگوید. او بیان میکند که غذا و نعمت باعث ایجاد احساسات مانند محبت و کینه در دلش نشده است. او همچنین اشاره میکند که پرخوری و تعصب او را به راهی نادرست کشانده و میگوید که هر کس بیشتر بخورد، پیامدهای بدتری خواهد داشت. در نهایت، او به این نکته میپردازد که یک مرد اگر با مال و ثروت همراه باشد، ممکن است در ایمان و دین خود دچار کمبود شود، حتی اگر سیر باشد.
هوش مصنوعی: اگر از جحی (شخصی زرتشتی) بپرسی که درباره علی و عمر چه نظری دارد، بهتر است سکوت کنی و چیزی نپرس. زیرا او نمیتواند نظر خوبی درباره آنها بدهد و این گفتگو ممکن است به بیراهه برود.
هوش مصنوعی: جحی گفت که در دل من اندوهِ صبحانهای وجود دارد که هیچ عشق و خوبی نتوانسته آن را از بین ببرد.
هوش مصنوعی: آن لقمه به قدری به من تأثیر گذاشت که به خاطر تعصب، به یک مسیر واحد هدایت شدم.
هوش مصنوعی: من مشغول کار خودم هستم و احساس آرامش نمیکنم. غذای روح و جسم من به هم پیوسته است و هر دو نیاز دارند که به خوبی تأمین شوند.
هوش مصنوعی: هر کسی که در زندگی به دنبال خوردن و بهرهمندی بیش از حد باشد، در نهایت چیزی جز شکست و ناکامی نخواهد داشت. برعکس، لقمان حکیم که از مصرف زیاد خودداری میکرد، باعث افزایش آگاهی و حکمتش شد.
هوش مصنوعی: مردی که با پول و ثروت به آرامش رسیده، در واقع سیر شده است، اما اگر ایمان و دین نداشته باشد، همیشه احساس گرسنگی و نیاز درون دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.