گنجور

در وجد و حال

 
سنایی
سنایی » حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه » الباب الثانی:‌ فی الکلام ذکر کلام الملک العلّام یسهل المرام
 

در طریقی که شرط جان سپریست

نعرهٔ بیهده خری و تریست

مردِ دانا به جان سماع کند

حرف و ظرفش همه وداع کند

جان ازو حظِّ خویش برگیرد

کارها جملگی ز سر گیرد

با مرید جوان سرود و شفق

همچنان دان که مردِ عاشق و دق

حال کان از مراد و زرق بُوَد

همچو فرعون و بانگ غرق بُوَد

بانگ او حال غرق سود نکرد

آتش آشتیش دود نکرد

الامان ای مخنّث ملعون

بهر میویز باد دادی کون

هرکه در مجلسی سه بانگ کند

دان کز اندیشهٔ دو دانگ کند

ور نه آه مرید عشق‌الفنج

همچو ماریست خفته بر سر گنج

اژدها کو ز گنج برخیزد

مُهرهٔ کامش آتش انگیزد

کخ کخ اندر فقر چیست خری

چک چک اندر چراغ چیست تری

آب و روغن چو درهم آمیزد

نور در صفو روغن آویزد

تف چو روغن ز پیش برگیرد

نم بیگانه بانگ درگیرد

آه رعنایی طبیعت تست

راه بینایی شریعت تست

آینه روشنست راه شما

پردهٔ آینه است آه شما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام