گنجور

غزل شمارهٔ ۳۷۴

 
سنایی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ای من مه نو به روی تو دیده

واندر تو ماه نو بخندیده

تو نیز ز بیم خصم اندر من

از دور نگاه کرده دزدیده

بنموده فلک مه نو و خود را

در زیر سیاه ابر پوشیده

تو نیز مه چهارده بنمای

بردار ز روی زلف ژولیده

کی باشد کی که در تو آویزم

چون در زر و سیم مرد نادیده

تو روی مرا به ناخنان خسته

من دو لب تو به بوسه خاییده

ای تو چو پری و من ز عشق تو

خود را لقبی نهاده شوریده

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام