سام میرزا صفوی
»
تذکرهٔ تحفهٔ سامی
»
صحیفهٔ دوم در ذکر سادات و علما
»
صحیفهٔ اول : در ذکر سادات رفیع الدرجات
»
۵۶- امیر عاشقی تربتی
عامی بود و عمر او به نود سال رسید در آن سن بشعر گفتن چندانی حریص بود که در محلی که برادرش فوت شده بود در تابوت نهاده می بردند او از عقب تابوت میرفت و شعر میگفت در تاریخ سنه خمس و اربعین و تسعمایه در تربت فوت شد . این مطلع از اوست :
گاه قتلم شعله شمشیر آن قاتل بس است
شربت آبی ز تیغ او دم بسمل بس است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره فردی عامی است که عمرش به نود سال رسید و در سنین بالا به شعر گفتن علاقهمند بود. زمانی که برادرش درگذشت، او در مراسم تشییع جنازه در کنار تابوت او میرفت و شعر میسرود. وی در سال ۴۴۹ هجری قمری در تربت فوت کرد و یکی از اشعار معروفش را آغاز کرده که موضوع آن به نوعی به جدال و عشق اشاره دارد.
هوش مصنوعی: او انسانی عامی بود و عمرش به نود سال رسید. در آن سن، به شعر گفتن خیلی علاقه داشت، بهطوری که وقتی برادرش را که فوت کرده بود، در تابوت میبردند، او از پشت تابوت پیادهروی میکرد و شعر میسرود. او در سال 1349 هجری شمسی در محل دفن خود فوت کرد. یکی از اشعارش اینگونه آغاز میشود:
هوش مصنوعی: گاهی اوقات، تنها زخم یک شمشیر از سوی آن قاتل کافی است و یک قطره آب از تیغ او نیز برای کشتن کافی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.