گنجور

بخش ۹۰ - خواستگاری شادیشاه از دختر قیصر

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » جمشید و خورشید
 

چو رای هند رخ بر تافت قیصر

نمود از ملک چین رخشنده افسر

تقاضای عروسی کرد داماد

بر قیصر به خواهش کس فرستاد

شه رومی به ابرو چین درآورد

تأمل کرد و آنگه سر برآورد

که: «شادیشاه نور دیده ماست

ولیکن هست از او ما را سه درخواست

نخستین از پی کابین دختر

دهد یک نیمه ملک شاه و بربر

دوم باید که پوید سوی افرنج

برسم باج از آن بوم آورد گنج

سوم شرط آنکه سوی کشور شام

نسازد عزم و اینجا گیرد آرام

مبادا کو شود زین شرط مأیوس

مراد ما از این نام است و ناموس»

رسولان چون شنیدند این حکایت

به شادی باز گفتند این روایت

ملک را گشت روشن ز آن فسانه

که می گیرد بر او قیصر بهانه

به پاسخ گفت: «این کاریست دشوار

نشاید بی پدر کردن چنین کار

اگر فرمان بود من باز گردم

ازین در با پدر همراز گردم

به فرمان پدر یکسال دیگر

بیایم بر خط فرمان نهم سر»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام