بلقیس ثانی ای که صد پایه رای تو
بالای دست را بعه آسمان نشست
لطفت به آستین کرم پاک میکند
گردی که گرد دامن آخر زمان نشست
خورشید مهر توست که در جان چرخ تافت
گوهر حدیث توست که در طبع کان نشست
گردی است کز نشاط تو برخاست آسمان
آنگه به خدمت آمد و بر آستان نشست
نام کنیزکی تو بر خود نهاد گل
زان بر سریر مملکت بوستان نشست
شاها امید بود که داعی به دولتت
بر مرکبی بلند جوان روان نشست
اسپیم پیر کوته کاهل همی دهند
اسبی نه آنچنان که توانم بران نشست
چون کلک مرکبی سیه و سست و لاغر است
جهل مرکب است بر اسبی چنان نشست
از بنده مهتر است به ده سال و راستی
گستاخی است بر زبر مهتران نشست
اسب سیه نخواهم و خواهم به دولتت
بر خنگ باد سرعت آتش عنان نشست
ور نیست خنگ نیک بفرمای تا مرا
اسبی چنان دهند که بر وی توان نشست
ظلت ظلیل باد که گیتی به دولتت
در سایه مظله امن و امان نشست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره بلقیس ثانی (ملکه سبا) و ویژگیهای اوست. شاعر با زبان شاعرانه از مقام بلقیس و محبت او سخن میگوید و توصیفاتی از لطافت و کرامت او میکند. شاعر به خورشید مهر او و تاثیرات نشاطآور او بر آسمان اشاره میکند و میگوید که نام او بر گلها نشسته و به مملکت شکوفایی و سرسبزی امید میبخشد.
شاعر همچنین به اسب و مرکبهایش اشاره میکند و از آرزوی خود برای داشتن اسبی نیرومند و مناسب صحبت میکند. او به دنبال اسبی است که توانایی راندن و خدمات شایسته را داشته باشد تا در کنار بلقیس قرار گیرد. در نهایت، شاعر به سایه امن و امان بلقیس اشاره میکند و آرزو دارد در زیر بمشیت و حکمرانی او زندگی کند.
هوش مصنوعی: ای بلقیس ثانی، تو که حکم و نظر تو همچون پایهای محکم، آسمان را در دست تو قرار داده است.
هوش مصنوعی: لطفت به آستینِ کرم، ناپاکیها و غمهایی که در دامن زمانه جمع شده را پاک میکند.
هوش مصنوعی: خورشید محبت تو در دل آسمان نورافشانی میکند و سخنان تو همچون گوهری در دل زمین جای دارد.
هوش مصنوعی: بخشی از شادمانی و سرزندگی تو به قدری تاثیرگذار است که آسمان نیز به شوق و سرور به خدمت تو میآید و در درگاه تو حضور مییابد.
هوش مصنوعی: نام کنیزک تو مانند گلی زیبا بر روی خودت قرار گرفته و به همین دلیل بر تخت پادشاهی که به مانند یک باغ سرسبز است، نشستهای.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، امیدوار بودم که دعوتکننده به فرمانرواییات بر اسبی بلند و جوان به سفر آمده است.
هوش مصنوعی: دوستی را که در سن و سال بالاست و تنبل است، اسبی میدهند که فقط مناسب او نیست و من میتوانم برانم، اما این اسب برای او مناسب نیست.
هوش مصنوعی: مثل این است که اگر مرکبی سیاه و ضعیف و ناتوان باشد، بر آن سوار شدن نشانه نادانی است.
هوش مصنوعی: به مدت ده سال، شخصی که در مقام و موقعیت پایینتری قرار دارد، از کسی که در مقام بالاتری است برتر شده است و این خود نشان از بیاحترامی و گستاخی دارد که بر جمع معتبران نشسته است.
هوش مصنوعی: من اسب سیاه نمیخواهم، بلکه به برکت و خوشبختی تو، بر سرعت آتش، افسار را در دست خواهم گرفت.
هوش مصنوعی: اگر کسی نادان نباشد، مهربانی کن و به من بگو تا اسبی مثل این به من بدهند که بتوانم بر آن سوار شوم.
هوش مصنوعی: باد سایهپناهی بر گیتی افکنده است و در سایه امن و امان تو، دنیا در آرامش قرار گرفته است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جان را هوای روی تو بر جای جان نشست
مهر توام درون دل مهربان نشست
گنج روان توئی و بهر تار موی تو
مار شکنج بر سر گنج روان نشست
هر دل که از کنار تو برخاست یک زمان
[...]
بر تخت هند والی هندوستان نشست
جان جهان به مردم چشم جهان نشست
اقبال خاندان همایون بلند شد
زین دولتی همای که بر آشیان نشست
تسکین گرفت فتنه و ترتیب یافت ملک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.