گنجور

غزل شمارهٔ ۹۴

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست

بنمای رخ، از پرده که در خانه کسی نیست

بردار مه از سلسله تا خلق بدانند

کز سلسله داران تو، دیوانه کسی نیست

فرزانه‌تر مردم اگر، زاهد و صوفی است

ای دوست به دوران تو، فرزانه کسی نیست

در خلوت دل، ساختمت، منزل و آنکس

گر دل نکند، منزل جانانه کسی نیست

خمار به اغیار مده، باده که خام است

مطرب مزنش در، که در آن خانه، کسی نیست

سرگشته بسی‌اند، ولی، آنکه چو پرگار

دارد قدمی ثابت و مردانه، کسی نیست

دلگرمی پروانه ده‌ای شمع که در عشق

امروز، به جانبازی پروانه کسی نیست

سلمان، مطلب، یار که بسیار بجستند

زین جنس، درین منزل ویرانه کسی نیست

یاری که به کامت برساند، ز دل خود

در دور، به جز ساغر و پیمانه کسی نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mareshtani نوشته:

mesraje dowome beide panjom(masanash)1

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام