گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵

 
سلمان ساوجی
سلمان ساوجی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تحریر شرح شوقت، طومار، بر نتابد

تقریر وصف حالم، گفتار، بر نتابد

من بارها کشیدم، بار فراق، بر دل

ترسم که دل ضعیف است، این بار، بر نتابد

یاران مهربان را، رسم است، جور یاران

بر تافتن ولیکن، این بار، بر نتابد

ای یار بشنو از من، گر می‌کنی، جفایی

با یار خویشتن کن، کاغیار بر نتابد

از های و هوی رندان زاهد چه ذوق یابد

این نکته مست داند، هوشیار بر نتابد

کی در دماغ عاشق، سودای عقل گنجد

آری سر قلندر، دستار بر نتابد

آنکس رخ تو بیند، کز خود، نظر بدوزد

هر چشم خویشتن بین، دیدار بر نتابد

در روی یار سلمان، کم کن سخن، که نازک

درد سر حکایت، بسیار، بر نتابد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ساوه‌سرا | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام