گنجور

 
سحاب اصفهانی

شرم از ابروی آن ابرو کمان کرد آسمان

زان هلال عید را امشب نهان کرد آسمان

ساقی از بهر صبوح عید می در جام خواست

خون به جام میگساران آسمان کرد آسمان

دختر رز را که ساقی پرده از رخ برگرفت

باز پنهان در بلورین پرنیان کرد آسمان

نیم درهم سود کرد اما به بزم جشن عید

صد هزاران در بذل شه زیان کرد آسمان

از چه ننماید مگر از روزه جرم ماه را

همچو جسم ما نزار و ناتوان کرد آسمان

ماه نو در ابر پنهان گشت و او را شرمسار

از رکاب خسرو صاحبقران کرد آسمان

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
وفایی شوشتری

از هلال عید دوش ابرو کمان کرد آسمان

تا به ابروی تو ماند کج کمان کرد آسمان

تا قیامت شد ز خجلت با سیه رویی قرین

مهر خود تا با مه رویت قران کرد آسمان

یوسف حُسن ترا، تا پیر زال چرخ دید

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه