در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
یا آن که از فریاد من رحمی به صیادم مده
یا در مکافات خوشی ای بخت ناشادم مکن
ورزان که یک سان میکنی چون خاک بر بادم مده
در رهگذار خویشتن با خاک یک سانم مکن
یا آن که از عیش جهان هرگز دل شادم مده
دادی پی دل بردنم گرداد خلقی داد من
بهر فریب دیگران چون دل زکف دادم مده
من کرده ام ای هم آشیان خو با اسیری، آگهی
از ذوق بال افشانی مرغان آزادم مده
زآن شوخ شیرین لب ز من محروم تر نبود کسی
ای همنشین تسکین دل از حال فرهادم مده
تا چون (سحاب) از زخم تو نومید باشد مدعی
گر نالم از بیدادت ای بیدادگر دادم مده
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساس درد و ناامیدی خود صحبت میکند و از تقدیر و بخت بدش شکایت میکند. او از خداوند یا تقدیر میخواهد که در فریادهایش رحم کند و او را در دام صیاد (سرنوشت) نندازد. شاعر همچنین به احساس بیعدالتی در زندگی و ناتوانی در خوشی اشاره میکند و از توجه به مشکلاتش، به ویژه در روابط عاطفی، سخن میگوید. او عشق و شادی را از دست رفته میداند و از دیگران درخواست دارد که به او در این درد کمک نکنند. در نهایت، او خواستار فهم و همدلی از سوی دیگران در مواجهه با غم و اندوه خود است.
هوش مصنوعی: ای آسمان، یا مرا فریب نده یا به صیاد من رحم نکن.
هوش مصنوعی: ای سرنوشت ناخرسند، مرا در پاداش خوشیهایت دچار عذاب نکن. و اگر میخواهی با من رفتار کنی، مانند خاک بر باد نزن که این کار برای من دردآور است.
هوش مصنوعی: در مسیر زندگیام، به اندازه خاک برای من ارزش قائل نشو، و یا اینکه از لذتهای دنیا هرگز شادی بخشی به من نده.
هوش مصنوعی: تو با دادی که به من دادی، دل مرا بردی و باعث شدی که دیگران را فریب دهم. اما اکنون که دل را از دست دادهام، چیزی به من نده.
هوش مصنوعی: من به تو میگویم که ای دوست، زندگی من با کسی است که در قید و بند است. لطفاً درباره شادی و بال و پرپران آزادیام چیزی به من نگو.
هوش مصنوعی: هیچکس بیشتر از من از آن شیرینزبان و خوشرویی محروم نیست، ای همنشین! مرا از حال و احوال فرهاد تسکین نده.
هوش مصنوعی: اگر مدعی از درد و رنج من خسته و ناامید شود، به یاد داشته باش که من از ظلم و ستم تو ناله میکنم و حقم را نمیطلبم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شبهای هجران همنشین از مهر او یادم مده
همسایه را دردسر از افغان و فریادم مده
از زاری و افغان من گردد دل او سخت تر
ای گریه بر آبم مران ای آه بر بادم مده
چون میرم و کین منش باقی بود ای بخت بد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.