زهی طغرای نام نامیت عنوان دیوانها
نیابد زیب بینام همایون تو عنوانها
ز گلزارت گلی هر روز گردد زیب دامانی
که افشانند از آن گل دیدهها گلها به دامانها
ز یک نور است روشن هر طرف چاک گریبانی
وز آن چاک گریبان چاکها بین بر گریبانها
ندارد طاقت دیدار جانان چشم مهجوران
از آن شد چشمهای ما حجاب دیدهٔ جانها
ز درمان بینیاز است آنکه آمد خستهٔ عشقش
که بیماران او را دردهای اوست درمانها
شبستانهای قرب دوست را راهیست بس روشن
که شد نور رسالت شمع راه آن شبستانها
شه عرش آشیان یعنی محمد فخر انس و جان
که آمد بر درش روح الامین از خیل دربانها
مکن ز آلوده دامانی (سحاب) اندیشه تا داری
هم از فیض سحاب لطف ایشان چشم احسانها
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و عظمت نام محمد (ص) و تاثیر او در زندگی انسانها است. شاعر با اشاره به زیباییهای طبیعت و گلها، به رابطه آنها با محبوب و معنویت پرداخته و تاکید میکند که روحانی و معنوی بودن این زیباییها از نور و وجود پیامبر نشأت میگیرد. وجود پیامبر، همچون نوری برای هدایت بشر به سوی دوست و حقیقت است. همچنین، شاعر به این نکته اشاره میکند که عشق به این بزرگوار باعث خستگی نمیشود، بلکه درمانی برای دردهاست. در نهایت، شاعر از خوانندگان میخواهد که از آلودگیهای فکری فاصله بگیرند و به فیض و لطف اهل بیت دست یابند.
هوش مصنوعی: ای واژهای که از نام بزرگت به زیبایی میدرخشد، هیچ دیوانی نمیتواند به زیبایی نام تو عناوینی را به خود بگیرد. حتی بدون نام تو نیز، زیباییات درخشان و خاص است.
هوش مصنوعی: هر روز از باغ تو گلی زیبا میروید، گلی که از آن میچسبند و با خود میبرند، و چشمها را به زیبایی و لطافت آن جلب میکند.
هوش مصنوعی: هر گوشهای از این دنیا به یک نور روشن است و از آن نور، شکافهای گریبانها را ببین که چگونه به هم وصل شدهاند.
هوش مصنوعی: چشمهای lonely و دورافتاده، قادر به تحمل دیدن محبوب نیستند و به همین خاطر، چشمان ما به مانند پردهای، حقیقت و جان وجود را پنهان کردهاند.
هوش مصنوعی: کسی که به عشق دچار شده و خسته است، به درمان نیاز ندارد؛ زیرا بیماران عشق او را به عنوان درمان دردهایشان میشناسند.
هوش مصنوعی: راهی که به محل نزدیکی و محبت خداوند منتهی میشود، بسیار روشناست. نور پیامبری مانند شمعی است که این راه را روشن میکند.
هوش مصنوعی: شخصیتی عظیم و برجسته که در آسمان مقام دارد، یعنی محمد، عزیزترین و با افتخارترین انسانها و روحها. زمانی که جبرئیل، به عنوان سفیر خدا، نزد او آمد، به جمعی که مسئول نگهبانی از او بودند، پیوست.
هوش مصنوعی: هرگز به فکر چیزهای ناپسند و پلید نباش، زیرا تا زمانی که از نعمتهای زیبای آنها بهرهمند میشوی، چشمانتظار مهر و محبتشان باش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
حکیمان را چه میگویند چرخ پیر و دورانها
به سیر اندر ز حکمت بر زبان مهر و آبانها
خزان گوید به سرماها همین دستان دی و بهمن
که گویدشان همی بیشک به گرماها حزیرانها
به قول چرخ گردان بر زبان باد نوروزی
[...]
اگر نه مدِّ بسمالله بودی تاجِ عنوانها
نگشتی تا قیامت نو خط شیرازه دیوانها
نه تنها کعبه صحراییست دارد کعبهٔ دل هم
به گرد خویشتن از وسعت مشرب بیابانها
به فکر نیستی هرگز نمیافتند مغروران
[...]
به تنگ آمد دل، از خودسازی این باغ و بستانها
دگر دست من است و، دامن پاک بیابانها
ز دست درد مجنونمشربان را در بیابانها
به دامن میرسد مانند گل چاک گریبانها
مبادا خار خواهش دامن دل را به چنگ آرد
در این گلشن به رنگ غنچه جمع آرید دامانها
چرا شیرین نباشد گفتگوی شکرین لعلی
[...]
زهی چون گل به یاد چیدن از شوق تو دامانها
چو صبح آوارهٔ چاک تمنایت گریبانها
ز محفل رفتگان در خاک هم دارند سامانها
مشو غافل ز موسیقار خاموشی نیستانها
ز چشمم چون نگه بگذشتی و از زخم محرومی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.