تا شدم از گردش چشم تو مست
پای زدم یکسره بر هر چه هست
تا ابد اندر دل ساغر بود
عکس تو ای ساقی بزم الست
حسن تو تا شهرهٔ بازار شد
رونق بازار نکویان شکست
ما نکشیم از سر کوی تو پای
تا به وصال تو بیابیم دست
بر دل سنگین تو کاری نکرد
ناوک آهم که به خارا نشست
از چه همی سجده کند بر رخت
گر نبود زلف تو آتش پرست
زلف تو دام دل پیر و جوان
چشم تو بر هم زن هشیار و مست
آن که به دام تو نیفتاد کیست
وانکه ز دام تو رهی جست و جست
در یم چشمم پی ماهی دل
زلف تو انداخته قلاب و شست
ماه جبین دید فراوان صغیر
مهر تو اندر دل او نقش بست


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، به عشق و زیبایی معشوق میپردازد و از تأثیر چشمان او بر خود سخن میگوید. حس سرمستی و شیدایی وی از ملاقات با معشوقش و زیبایی او تا حدی است که هیچ چیز دیگر برایش اهمیت ندارد. او به اشتیاق برای وصال معشوق و جاذبه زلف و چشمهای او اشاره میکند و تأملی بر درد و رنجی که عشق به همراه دارد، میافکند. در نهایت، عشق و زیبایی معشوق به گونهای در دل او حک شده که غیرقابل انکار است.
هوش مصنوعی: وقتی از دیدن چشم تو تحت تأثیر قرار گرفتم، تمام چیزهایی که وجود داشت را فراموش کردم و به زندگی و شادی پرداختم.
هوش مصنوعی: تا ابد در دل جام، تصویر تو وجود دارد ای ساقی میخانه عالم وجود.
هوش مصنوعی: زیبایی تو باعث معروفیت و شهرت در میان مردم شد و این شهرت به قیمت بدتر شدن وضعیت زیباییهای دیگر تمام شد.
هوش مصنوعی: ما از سر کوی تو قدم برنمیداریم تا زمانی که به وصال و دیدار تو دست پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: پیکان آه من نتوانست بر دل سنگین تو تأثیری بگذارد، زیرا که در دل سنگینی جای گرفت.
هوش مصنوعی: سجده برای چهره تو به چه دلیل است وقتی که زلفهای تو مانند آتش سوزان است؟
هوش مصنوعی: زلف تو مانند دام، دلهای پیر و جوان را اسیر میکند و چشم تو به راحتی میتواند کسی را در حالت هشیار یا مست غافلگیر کند.
هوش مصنوعی: آن کسی که به دام تو گرفتار نشده است، چه کسی است؟ و آن کسی که به دنبال راه فرار از دام تو بود، چه کسی است؟
هوش مصنوعی: در چشم من به دنبال ماهی، دل زلف تو را مانند قلاب انداختهام و شستشو میدهم.
هوش مصنوعی: صورت ماه به خوبیها دیده میشود و مهر و محبت تو در دل او به خوبی جا گرفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بود و نبود آنچه بلندست و پست
باشد و این نیز نباشد که هست
نیم شبی سیم برم نیم مست
نعرهزنان آمد و در در نشست
هوش بشد از دل من کاو رسید
جوش بخاست از جگرم کاو نشست
جام می آورد مرا پیش و گفت
[...]
من به عذاب اندرم، آری رواست
مجلس عالی به شراب اندرست
صبحدمان، از می گل بوی مست
همچو نسیم سحر از جا بجَست
خواب نهان، در سر شهلای شوخ
تاب عیان، در سر مرغول شست
خانه به هم بر زده چون عهد تُرک
[...]
همچو گل سرخ بُرو دست دست
همچو میای خلق ز تو مست مست
بازوی تو قوس خدا یافت یافت
تیر تو از چرخ برون جَست جَست
غیرت تو گفت بُرو راه نیست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.