گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
خواجوی کرمانی

دل در سرت ای نگار سیمین تن شد

جانرا سر زلف سیهت مسکن شد

زابروی تو ماه نو چون صورت بستم

از روی تو معنی مهم روشن شد

حافظ

هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد

هر پاکروی که بود تردامن شد

گویند شب آبستن و این است عجب

کاو مرد ندید از چه آبستن شد

اسیری لاهیجی

از پرتو روی تو جهان روشن شد

جانم ز نسیم زلف تو گلشن شد

چون شاهد حسن در عدم منزل کرد

میخانه هر دو عالمش مسکن شد

ابوالحسن فراهانی

تا یار سیه بیهوش چو بخت من شد

بخت سهیم رشک من روشن شد

رو پاک سیاه است بر اطراف رخش

یا آن که شبم به روز آبستن شد

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ابوالحسن فراهانی
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه