گیتی پس از تو دایره اش بی مدار باد
افلاک با درنگ و زمین بی قرار باد
تا تلخ شد زبان به دهان تو از عطش
شهد و شکر به کام جهان ناگوار باد
از حسرت تو شربت تسنیم و سلسبیل
غلمان و حور را به دهان زهرمار باد
با وصف تشنه کامیت اندر کنار شط
جاری به دجله خون دل از چشمه سار باد
دردا چوکربلا به میان پا نهاد گفت
از شرق وغرب امن و امان بر کنار باد
تا پود و تار جسم تو پامال پهنه گشت
موجود را گسسته ز هم پود و تار باد
رفع عطش چو از تو نشد جاودان چه سود
کز اشک دیده دامن ما جویبار باد
ممنوع از آب مالک آب است وا دریغ
ز آن خانواده دجله و شط شرمسار باد
ز اهل دغا تقاص جفا تا کشند زود
تیغ قصاص حق ز قراب آشکار باد
هرکه از قبول داغ تو پهلو کند تهی
جاوید با شکنج دو کیهان دچار باد
ز اندیشه ی حدیث تو هر دل که وارهید
محصور حکم حادثه روزگار باد
بر هر تنی که سوگ تو ناسازگار شد
فرسوده ی زمانه ی ناسازگار باد
گر در غمت ندیده صفایی دوام عیش
مفتون این سراچه ناپایدار باد
چشم شفاعت ار ز تو دارد به دیگری
دور از جوار رحمت پروردگار باد
شاها به خویشم از همه کس بی نیاز خوا ه
در حشرم از شفاعت خود سرفراز خواه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به درد و اندوه ناشی از فقدان یک شخصیت بزرگ و شریف اشاره دارد. شاعر از تلخکامی دنیا پس از رفتن آن شخصیت سخن میگوید و از ترس و ناامنی در زندگی مینویسد. او به عطش شدید و حسرت ناشی از فقدان آن شخص اشاره کرده و حس عدم آرامش و ناامیدی را بیان میکند. همچنین، اشاره به ضرورت عدالت و قصاص در مقابل ظلم و ستمهای اعمالشده نیز دارد. در انتها، شاعر از شفاعت و ارتباط با آن شخصیت بزرگ در روز قیامت سخن میگوید و بر نیاز به نزدیکی به او تأکید میکند. بهطور کلی، شعر احساسی عمیق و دردناک درباره فقدان، عدالت و امید دارد.
هوش مصنوعی: جهان بدون تو دچار بینظمی است، آسمان در آرامش نیست و زمین هم لحظهای آرام ندارد.
هوش مصنوعی: اگر زبان به تلخی در دهان تو بیفتد از شدت عطش برای شهد و شیرینی، آنگاه برای جهان، روزگار نامیمون و ناخوشایندی خواهد بود.
هوش مصنوعی: از حسرت تو، نوشیدن آب خوش و گوارا و لذت آن را تلخ و دردناک میدانم.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه تشنه و بیتابی، کنار رود دجله نشستهای و از چشمهسار باد احساس درد و دلتنگی میکنی.
هوش مصنوعی: آه! چقدر غمانگیز است وقتی که کربلا به میان آمده و گفت که از شرق و غرب، امنیت و آرامش دور شده است.
هوش مصنوعی: جسم تو به قدری نازک و لطیف شده که مانند پود و تار گسسته شده و در فضا پراکنده شده است، به طوری که وجود چیزها را از هم جدا کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی که عطش ما با تو برطرف نشود و به طور دائمی پایدار نباشد، چه فایده دارد که از چشمهایمان اشک بریزیم و دامنمان پر از آب شود؟
هوش مصنوعی: آب به صاحبش تعلق دارد و کسانی که از آن محرومند، باید احساس شرمندگی کنند، به ویژه خانوادهای که به دجله و رودخانه وابستهاند.
هوش مصنوعی: از اهل نیرنگ و فریب، زود ثمره ستم را میگیرند و در این مسیر، عدالت به وضوح نمایان میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که از پذیرش درد و مصیبت تو فاصله بگیرد، همیشه در آتش عذاب و آلام دو جهان گرفتار خواهد بود.
هوش مصنوعی: هر دلی که از فکر و یاد تو رها شود، در برابر حوادث و تغییرات روزگار محصور و گرفتار میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که از غم تو رنجیده باشد، باید با سختیهای زمانهی بیرحم روبهرو شود.
هوش مصنوعی: اگر در غمت هیچ خوشی ندیدهای، پس امیدوار باش که شادیهای این دنیای ناپایدار همیشگی نیستند.
هوش مصنوعی: اگر چشمی که شفاعت تو را میبیند، به دیگری امید ببندد، از رحمت پروردگار دور خواهد بود.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، من به تو نیاز دارم و از همه کس بینیازم. در روز قیامت از رحمت و شفاعت تو بهرهمند خواهم شد و به خاطر این شفاعت خود را سرافراز میدانم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.