گفتی که خود نکرد کس آن کشته را کفن
با آنکه بود پیکر او را دو پیرهن
بادش ز خاک بادیه پرداخت خلعتی
ز آن پس که گشت کسوت خونش طراز تن
صد قرن بل فزون نتواند نگاشت نیز
یک نکته زین نوائب جانکاه کلک من
ز ابنای احمد آن تن رنجور رنج کوب
جمعی دگر زنان پریشان ممتحن
و آن کودکان نورس ناکام خردسال
برجای مانده باز ز دوران پر فتن
آن رنجه جان به جامعه چون شمس در کسوف
و آنان بتاب نایبه چون موی درشکن
سرگشتگان چو صید حوادث به صد هراس
پر بستگان چو عقد جواهر به یک رسن
آن بسته را خیال اسیران نه فکر خویش
وین دسته را غم وی و سودای خویشتن
سازی ز سینه ها به فلک دود شعله تاب
جاری ز دیده ها به مدر سیل خانه کن
نسبت به خاندان نبی آن فریق را
جز حرف های سخت نرفتی به لب سخن
نفرین و لعن و شنعت و دشنام برزبان
تکفیر و طنز و طعنه و توبیخ در دهن
هرگام صد قیامت کبری بدو نمود
غوغای خاص و عام و تماشای مرد و زن
یک تن کجا و کوب دو کشور پر از کلال
یک دل کجا و حمل دو محشر پر از حزن
زار و زبون به محضر بیگانه و آشنا
شمعی چو او نسوخته در هیچ انجمن
والی امر سخره ی اشرار ناس آه
حق پایمال ز فرقه ی حق ناشناس آه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف فاجعهای میپردازد که بر خاندان پیامبر اسلام واقع شده است. او به نکتهای اشاره میکند که هیچکس به کفن کردن کشتهها اهتمام نکرد، در حالی که تن پیکر او با خون آغشته بود. شاعر از رنج و مصیبتهای زنان و کودکان آن خاندان میگوید که در پس از این حادثه، دچار بیسرنوشتی و اضطراب شدهاند. او به سرنوشت تاریک آنان و غم سنگینی که بر دلهایشان نشسته، اشاره میکند و انتقادی به کسانی دارد که با دشنام و توهین به این خاندان پرداختهاند. در نهایت، شاعر از ظلم و حقکشی در حق یاران حقطلب یاد کرده و به ناله از وضعیت دردناک آنان میپردازد.
هوش مصنوعی: تو گفتی که هیچ کس برای آن کشته، کفن تهیه نکرده است، با اینکه بدن او دارای دو پیراهن بود.
هوش مصنوعی: باد از خاک دشت به او لباس عزت و مقام بخشید، بعد از آنکه لباس خون و رنج به تنش پوشانده شد.
هوش مصنوعی: هرچند که زمان بسیار زیادی بگذرد، حتی نمیتوان یک نکته از این تجربیات دردناک و مسائلی که من با آن روبهرو شدم را نوشت.
هوش مصنوعی: از نسل احمد، آن بدن رنجور که رنجها را تحمل میکند، جمعی دیگر را به حیرت و پریشانی میاندازد.
هوش مصنوعی: کودکان بیخبر و ناامید، از روزهای پر دردسر و ناپسند که به یادگار ماندهاند، در حال رشد و یادگیری هستند.
هوش مصنوعی: آن درد جان مانند خورشیدی است که در زمان کسوف پنهان شده و آنها به گونهای تابناکند که همچون مویی در میان شانهها قرار دارند.
هوش مصنوعی: سرگشتگان مثل شکار شدگان حوادث هستند و به شدت در ترس به سر میبرند. در حالی که وابستگان به مسائل و مشکلات، به راحتی مانند جواهرهایی که تنها با یک رشته به هم متصل شدهاند، در یک وضعیت آسیبپذیر قرار دارند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که آن چیزی که در ذهن شخصی که اسیر است وجود دارد، بیشتر مربوط به وضعیت و احساسات دیگران است و نه به تفکرات خود او. در عوض، افراد دیگر در این دسته بیشتر نگران غم و اندوه خودشان و افکار شخصیشان هستند.
هوش مصنوعی: آوای ساز از دلها به آسمان میرسد و شعلهای که به صورت دود در میآید، از چشمان بهسوی زمین سرازیر میشود.
هوش مصنوعی: در مورد خاندان پیامبر، آن طرف فقط به صحبتهای تلخ و دشوار پرداختهاند و چیزی بهتر از آن به زبان نیاوردهاند.
هوش مصنوعی: نفرین و بدگویی و سخنان زشت بر زبان، و همچنین تمسخر و کنایه و سرزنش در دل و زبان دیگران وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر قدم او به اندازهای بزرگ و حیرتانگیز است که مانند یک قیامت به نظر میرسد و همه، از هر قشر و جنسیتی، به تماشای او مشغولند و در حال گفتگو از او هستند.
هوش مصنوعی: یک فرد کجا و دو سرزمین پر از زیبایی و زینت کجا؟ یک دل کجا و بار دو دنیای پر از غم و اندوه کجا؟
هوش مصنوعی: به شدت غمگین و ناامید، در حضور بیگانه و آشنا، شمعی مانند او در هیچ جمعی وجود ندارد که در مقابلش بسوزد.
هوش مصنوعی: والی امر، تحت تأثیر و تمسخر افراد بد به سر میبرد و حقیقت به وسیله گروهی که شناسایی واقعی حق را ندارند، نادیده گرفته میشود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.