این بود آخر اجر رسول از پیمبری
کامت شد از مودت اولاد او بری
حق پایمال باطل و دین دست سود کفر
حیفا که یافت شرک ز توحید برتری
ابر عطا و بحر کرم با دهان خشک
در خون خویش کرد بط آسا شناوری
بیع و شرای آب به جان هم نداد دست
از قحط آن متاع نه از فقد مشتری
خون خدا به خاک بلا خفت تشنه کام
ای دل کم است زین غم اگر اشک خون گری
در شو زمین ز اشک و بسوز آسمان ز آه
کاین وقعه را رواست چنان تعزیت گری
انباز این عزا بود از انس تا ملک
دمساز این نوا زید از دیو تا پری
مجنون گذشت از سر سودای عاشقی
لیلی گذاشت شیوه ی شیوای دلبری
وامق برید میل ز عذرای گل عذار
عذرا کشید میل به چشمان عبهری
هم آه فرشیان سمک رفت تا سماک
هم اشک عرشیان ز ا ثری ریخت برثری
بر شامیان شوم شیم ختم شد ستم
بر وی چنانکه ختم شد اقسام صابری
سعد فلک به نحس درین دوره شد بدل
آموخت خوی کینه ز مریخ، مشتری
در حیرتم که با همه رفعت سپهر دون
تا کی به خاک نفکند این سفله پروری
کیوان به کام خصم کند سیر تا کجا
کی وا شود ز خوی خیالات خودسری
دردا که شد شهید شهی کآمد از ازل
ایجاد کن فکان همه را عله العلل
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به غم و اندوه از فقدان پیامبر و خانوادهاش اشاره دارد. شاعر به حق و باطل، دین و کفر میپردازد و از ظلم و ستمی که بر اهل بیت پیامبر رفته، شکایت میکند. او از وضعیت اندوهناک و خشکسالی و تشنگی خونین خداوند سخن میگوید و دلشکستگی خود را ابراز میکند. این اندوه در میان همه موجودات از انسان تا فرشته احساس میشود و نهایتاً به وضعیت ناخوشایند و کینهآلودی که بر عالم حاکم شده، اشاره میکند. شاعر به سرنوشت ننگینی که بر سر خاندان پیامبر آمده، غصه میخورد و از مظلومیت آنان نام میبرد.
هوش مصنوعی: در پایان، این نتیجه کار پیامبر است که به خاطر محبت و دوستی با فرزندان او، از هرگونه ناپاکی و بدی به دور ماندهای.
هوش مصنوعی: حق به نفع باطل نادیده گرفته شده و دین در برابر سودجویی کفر، بسیار غمانگیز است که شرک بر توحید برتری پیدا کرده است.
هوش مصنوعی: ابر بخشندگی و دریای سخاوت با دهان تشنه و در حال غرق شدن، به آرامی در آب خود شنا میکند.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به وضعیت سخت و قحطی و کمبود کالا اشاره میکند. او بیان میکند که حتی در شرایطی که آب و جان به هم پیوند خوردهاند و هر دو در خطرند، از نبود آن کالا و مشتری نمیتوان دست کشید. این به معنای وابستگی شدید انسانها به کالاها و نیازهای زندگی است، حتی در مواقع دشوار و بحران.
هوش مصنوعی: خون خدا در سرزمین مصیبت به خواب رفته است؛ ای دل که تشنهای، اگر بخواهی، این غم کمی نیست که بتوانی با اشک و خون آن را گریه کنی.
هوش مصنوعی: زمین پر از اشک است و آسمان از سوز و گداز، زیرا این حادثه آنقدر سنگین و ناراحتکننده است که باید به آن سوگواری کرد.
هوش مصنوعی: اینجا اشاره شده که این سوگواری و عزاداری، مربوط به یک جمع دوستانه و نزدیک است که از انسانها تا ملائکه در کنار هم به این نوا و موسیقی پاسخ میدهند. این نوا به گونهای است که حتی دیوان و پریها نیز تحت تأثیر آن قرار گرفتهاند. بدین ترتیب، این حسی از همبستگی و ارتباط عمیق میان موجودات مختلف را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: مجنون از حس عاشقی خود گذشت و لیلی روش زیبا و دلبرانهای را به جا گذاشت.
هوش مصنوعی: وامق از زیباییهای عذرا دلبرده و به چشمانش شیفته شده است.
هوش مصنوعی: آه و ناله فرشتگان به آسمان رسید و اشک عرشیان از ستارگان بر زمین ریخت.
هوش مصنوعی: ظلم و ستم بر مردم شام تمام شد، همانطور که مشکلات و سختیهای صبر به پایان رسید.
هوش مصنوعی: در این دوره زمانی، تاثیر منفی سیارات باعث شده که کینه و دشمنی در بین مردم شکل بگیرد، به طوری که این احساسات از سیارههای مریخ و مشتری نشأت گرفتهاند.
هوش مصنوعی: در شگفتم که این انسانهای پست با وجود اینکه آسمان بلند مرتبهای دارند، تا چه زمانی میتوانند به خاک توی دنیای پایین بیفتند.
هوش مصنوعی: آسمان پرستاره تا چه زمانی به نفع دشمن خواهد بود و تا کی خود را از افکار و خواستههای بیثبات آزاد خواهد کرد؟
هوش مصنوعی: آری، چه اندوهی که آن بزرگوار در صفحه هستی به قتل رسید، کسی که از آغاز وجود، تمام علل و دلایل عالم را به وجود آورده بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.