بر پا ستاده قدوه قوم شقا دریغ
بر سر فتاده سبط پیمبر ز پا دریغ
در حرب حق و باطل و توحید شرک شد
آل رسول سخره ی اهل زنا دریغ
فلک نجات رنجه ی جوق دغا فسوس
نوح حیات غرقه ی بحر فنا دریغ
از تشنگی سکندر اقلیم جان هلاک
پنهان به چشمه خضر آب بقا دریغ
با انبساط نهر چه شد کآبروی او
ننهاد کس برابر آبش بها دریغ
بروی کمان کشیده قدر از در خطا
لیک از قضا نکرد خدنگی خطا دریغ
هفتاد و یک تنش همه قربان شدند و باز
از بهر این ذبیح نیامد فدا دریغ
بیگانگی نگر که ز چندین هزار تن
جز تیغ و تیر کس نشدش آشنا دریغ
آن کش وجود موجب ایجادما سوا
غلطان به خون و زنده زید ماسوا دریغ
از تیر و تیغ و دشنه و زوبین و گرز و نی
شد پاره پاره پیکرش از هم جدا دریغ
در خاک و خون محرک افلاک و مانده باز
ساکن به جای خود همه ارض و سما دریغ
آن کو به جود خود دو جهان را وجود داد
خود رفت و ماند ماتمش از بهر ما دریغ
افغان ازین تغابن و افسوس ازین فتن
او تشنه کام گشته و ما زنده وا دریغ
در راه شام قافله ی اهل بیت را
سرهای کشتگان ستم رهنما دریغ
با این عمل به حیرتم از کافری که داشت
دعوی دین و مذهب پیغمبری که داشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان عواطف و احساسات عمیق در مورد مظلومیت اهل بیت و وقایع کربلا میپردازد. شاعر با تصاویری احساسی، زخمهای جانسوز اهل بیت و جانفشانیهای آنها را در جنگ حق و باطل تجزیه و تحلیل کرده است. او از ظلم و ستم حاکمان زمانه شکوه میکند و به سرنوشت غم انگیز آنها اشاره دارد. همچنین به تقدیر و قضا الهی اشاره کرده و از بیوفایی و بیرحمی انسانها در مقابل حق سخن میگوید. شعر در نهایت به اندوه و افسوس ناشی از این فجایع میپردازد و به تباهیهایی اشاره میکند که در طول تاریخ بر اهل بیت و پیروان آنها روا شده است.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به وضعیتی اشاره میکند که در آن یکی از بزرگان یا پیشوایان قوم، در حالی که دچار مشکل و سختی شده است، به شدت مورد تاسف و اندوه قرار گرفته. فردی که از نسل پیامبر است و باید مورد احترام و حمایت قرار گیرد، به زمین افتاده و این وضعیت باعث تأسف عمیق شاعر و دیگران میشود. در واقع، این شعر نشاندهندهی احساس درد و ناامیدی نسبت به وضعیتی است که فردی بزرگ مورد بیاحترامی و آسیب قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: در جنگ میان حق و باطل و در موضوع توحید و شرک، فرزندان رسول خدا مورد تمسخر قرار گرفتند و این جای تأسف دارد.
هوش مصنوعی: آسمان، راه نجات را از درد و رنج، توطئهی مکر را میبیند. نوح، زندگیاش را در دریای فنا غرق شده، افسوس بر این حال.
هوش مصنوعی: سکندر به شدت تشنه است و جانش در خطر است. برای پیدا کردن آب جاودانه، به چشمه خضر میرود، اما از آن آب بینصیب میماند.
هوش مصنوعی: با گشایش و آزادی نهر، هیچکس ارزشی برای او قائل نشد و از آبش هیچ کس بهرهای نبرد.
هوش مصنوعی: با دقت و احتیاط به هدفی نشانه رفتهایم، اگرچه هر بار ممکن است دقت نداشته باشیم، اما در نهایت سرنوشت موجب میشود تیر به هدف بخورد و اشتباه نکند.
هوش مصنوعی: هفتاد و یک نفر از آنها قربانی شدند، اما دوباره برای این قربانی هیچ فداکاریای انجام نشد و این واقعاً ناراحتکننده است.
هوش مصنوعی: به بیگانگی نگاه کن، که از میان هزاران نفر، جز شمشیر و تیر، هیچ چیز دیگری برایش آشنا نشد. افسوس!
هوش مصنوعی: وجود آن کش باعث خلق ماست و همه چیز در خون ما به چرخش در میآید و زندگی میکند، اما ای کاش!
هوش مصنوعی: تن او از زخمهای تیر و شمشیر و دشنه و نیزه و گرز و چوب پارهپاره شده و از هم جدا گشته، که هیچگونه تاسفی ندارد.
هوش مصنوعی: در زیر خاک و خون، نیرویی در حال حرکت است، اما همه چیز در همان جا باقی مانده و همچنان ثابت است. زمین و آسمان را به حال خود رها کردهاند، واقعا جای تأسف دارد.
هوش مصنوعی: کسی که با بخشش خود هستی را به وجود آورد، خود رفت و فقط یاد و خاطرهاش برای ما باقی ماند. این واقعیت برای ما اندوهآور است.
هوش مصنوعی: به دلیل ناآرامیها و حیف و میلهایی که رخ میدهد، او به شدت تشنه و نیازمند شده و ما در این میان زندهایم و تنها میتوانیم افسوس بخوریم.
هوش مصنوعی: در مسیر شام، کاروان اهل بیت را سرهای کشتهشدگان ظلم، هدایت میکند. افسوس!
هوش مصنوعی: این عمل من را به حیرت انداخت که چگونه کسی که ادعای دین و مذهب داشت، اینقدر کافرانه عمل کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.