رفتی تو خشک لب ز جهان ای پدر دریغ
ما جوی ها گریسته از چشم تر دریغ
جان داده تشنه کام تو با آنکه بارها
ما را گذشت سیل سرشک از کمر دریغ
گل کردم آستان ترا ز آستین تر
خاکی نمانده خشک که ریزم به سر دریغ
تو تفته دل بمیری و من زنده غرق اشک
جاوید خورد خواهم ازین رهگذر دریغ
هر تیر و تیغ و نی که زنندت به عضو عضو
اعضای ما یکی نشد آن را سپر دریغ
همراهی خود این ره دور و دراز را
کردی چرا خود از من خونین جگر دریغ
سر در کمند کوفی و پا در طریق شام
رخ تافتم ز خاک درت ناگزر دریغ
هرسو که بنگرم فتدم چشم بر عدوت
اما تو روی کرده مرا از نظر دریغ
در خدمتت به ماریه از یثرب آمدم
با خصم سوی کوفه شدم همسفر دریغ
پیکی نبرد زودتر این راه دیرپای
از حال ما به حضرت زهرا خبر دریغ
کاولادت از ذکور و اناث ای ستوده مام
یا کشته ی ستم شده یا دربدر دریغ
مردان ما قتیل وفا تن به تن فسوس
نسوان ما ذلیل جفا سربه سر دریغ
از هر غمت به داغ جوانان که سوخت سخت
شد خواری اسیری ما سخت تر دریغ
در دام فتنه ریخت پس از نقل آشیان
پیش از قفس نماند مرا بال و پر دریغ
زینب دگر زبان به تکلم فرا گشاد
داد تظلم از طرف اهل بیت داد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات عمیق اندوه و حسرت شاعر نسبت به پدرش پرداخته است. شاعر از فقدان پدر و عدم وجود او در دنیا سخن میگوید و از گریه جویبارها به خاطر غم خود یاد میکند. او به تشنگی پدر و ناتوانیاش در فراموشی مصائب اشاره کرده و از زخمها و آلام خود میگوید. شاعر از دشواریهایی که از زمان دوری پدر بر او رفته، سخن میگوید و احساس تنهایی و بیکسیاش را به تصویر میکشد. در نهایت، با صدای زینب، صدای مظلومیت اهل بیت را فریاد میزند و درد و رنج آنها را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: ای پدر، تو از این دنیا رفتهای و لبهایت خشک است. افسوس که جویها نیز مانند ما از چشمان مرطوبشان گریه میکنند.
هوش مصنوعی: به خاطر تو جانم را فدای تشنگیام کردهام، با وجود اینکه بارها اشکهایم مانند سیل از چشمانم روان شده است.
هوش مصنوعی: من چنان به درگاه تو ریشه دواندهام که حتی خاک خشک نیز در دسترس نیست تا بر سرم بریزم و نشان از غم و اندوهی داشته باشم.
هوش مصنوعی: تو با تمام احساساتت زندگی را به پایان میرسانی و من هنوز زندهام که در اشکهای بیپایان غوطهورم. از این مسیر، باید افسوس بخورم.
هوش مصنوعی: هر تیری که به تو میزنند یا هر برشی که به بدنت وارد میشود، هیچکدام نمیتواند اعضای ما را از هم جدا کند. این آسیبها نمیتوانند ما را از هم دور کنند و ما همیشه در کنار هم خواهیم بود.
هوش مصنوعی: چرا با من که قلبی آسیبدیده دارم، در این مسیر دشوار به همراهی نمیآیی؟
هوش مصنوعی: من به دام عشق کوفی گرفتار شدم و پاهای من در راه شام است. اما از خاک درگاه تو سر بلند میکنم و به خاطر دوری تو بسیار افسوس میخورم.
هوش مصنوعی: هر جا که نگاه میکنم، دشمن خود را میبینم، اما تو روی خود را از من پنهان کردهای.
هوش مصنوعی: برای خدمت به ماریه از یثرب آمدم و با دشمنان به سمت کوفه همسفر شدم، که این بسیار افسوسبرانگیز است.
هوش مصنوعی: پیامی به سرعت بفرست که این مسیر طولانی از وضعیت ما به حضرت زهرا اطلاع دهد.
هوش مصنوعی: به دنیا آمدن تو از مردان و زنان، ای ستوده! یا جان خود را در راه ظالمی فدای حق کردهای، یا در آوارگی و بیخانمانی به سر میکنی، افسوس!
هوش مصنوعی: مردان ما به خاطر وفاداری، جان خود را فدای ارزشها میکنند، در حالی که زنان ما به خاطر نادیده گرفتن حق و حقوق خود، در موقعیت سخت و نازلی قرار دارند. این وضعیت باعث تاسف و ناراحتی عمیق برای ماست.
هوش مصنوعی: از هر اندوهی که داری، غم جوانانی که به شدت سوختهاند، برای ما که اسیریم، سختتر و بیشتر آزاردهنده است.
هوش مصنوعی: در دام مشکلات گرفتار شدم و بعد از اینکه خانهام را ترک کردم، دیگر در قفس نماندهام و بال و پرم را از دست دادهام.
هوش مصنوعی: زینب دیگر شروع به سخن گفتن کرد و از طرف اهل بیت، شکایت و مظلومیت آنها را بیان کرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.