چون عمر خویش قافله را در گذر ببین
از کربلا به کوفه مرا ره سپر ببین
تشویش و اضطراب بهر جان و دل بجوی
تغییر و انقلاب بهر بوم و بر ببین
هر روز و شب به منزل و ره این سفر مرا
از ریگ راه و اشک روان خواب و خور ببین
بنیان عیش و مرگ مرا در حضر بپای
سامان ساز و برگ مرا در سفر ببین
دل همنشین و ناله ندیم اشکم آشنا
رهزن رفیق و سلسله ام راهبر ببین
بعد از تو ای پدر به جهان سینه ی مرا
ناچار پیش تیر بلاها سپر ببین
چشمی به این غریب مریض از تعب نگر
لختی به این اسیر و یتیم از پدر ببین
یک چشم برخود افکن و یک چشم سوی من
هم بر پدر نظر کن و هم بر پسر ببین
این بی حیا حرامی هیچ احترام را
سوی حریم خود همه نظاره گر ببین
هر شنعتی که خصم زند در درون ما
صد ره فزون بتر ز سنان سینه در ببین
مرغان آشیان خود از چرخ تا تذرو
پابند دام نایبه بی بال و پر ببین
اینجا سرت به نیزه و فوجی نظرکنان
در محضر یزید هم از این بتر ببین
تا خون گرفت آن مژه هردم به دل مرا
از داغ خویش یک رگ و صد نیشتر ببین
ما را که پیشگاه بود بارگاه قرب
منزل بهر خرابه ی بی بام و در ببین
سامان رزمگه ز سرشکش گل اوفتاد
ز آن رو مرور میر و سپه مشکل اوفتاد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف حال و هوای عمیق و اندوهناک شاعر در مواجهه با مصائب و مصیبتهای کربلا و درد جدایی از پدرش میپردازد. شاعر از سفر زندگی و دگرگونیهای آن سخن میگوید و اضطراب و ناآرامیاش را در برابر زخمهایی که به دلش نشسته، بیان میکند. او به یاد شهدای کربلا و غم یتیمان و اسیران میافتد و از داغ فقدان مینالد. همچنین، او به حوادث تلخی که بر سر عزیزانش آمده و ناامیدیها و مظلومیتهای آنان اشاره میکند و از مخاطب میخواهد که به مصائبشان توجه کند. در نهایت، شاعر حس غم و اندوه خود را در برابر ظلم و بیعدالتی به تصویر میکشد و به جایگاه خود و دیگران در چنین شرایطی نگاهی عمیق و کاوشگرانه دارد.
هوش مصنوعی: زمانی که زندگیام را مانند قافلهای در حال عبور از کربلا به کوفه میبینم، مرا در این مسیر، به عنوان یک راهنما و هدایتگر مشاهده کن.
هوش مصنوعی: در جستجوی آرامش و آسودگی برای روح و قلبتان باشید و تغییر و تحول را برای سرزمین و زادگاهتان مشاهده کنید.
هوش مصنوعی: هر روز و شب، در مسیر این سفر، به من نگاه کن که چگونه از چوب و خاک مسیر و اشکهای ریزان میگذرم و خواب و خوراکم را فراموش کردهام.
هوش مصنوعی: زندگی و مرگ من را در حالی که در آرامش هستم، بساز و چگونگی سفر کردنم را وقتی در حال رفتن هستم، مشاهده کن.
هوش مصنوعی: دل من همدمی دارد که نالههای او برایم آشناست. آن که در دلم مینشیند، رفیق من است و زندگیام را به سرقت برده است. همچنین، آنکه به دنبال راه نجات من است، مانند یک راهنما برایم عمل میکند.
هوش مصنوعی: بعد از تو ای پدر، در این دنیا، سینهام ناچار باید به عنوان سپری در برابر تیرهای مصیبتها قرار گیرد.
هوش مصنوعی: کمی به حال این غریبه بیمار نگاه کن و این کودک یتیم را که از پدرش بیبهره است ببین.
هوش مصنوعی: یک چشم به خودت بینداز و یک چشم به من، هم به پدرت توجه کن و هم به پسرت نگاه کن.
هوش مصنوعی: این فرد بیشرم و قانونشکن، هیچ احترامی را برای حریم خود قائل نیست و همگان را به تماشای رفتارهایش دعوت میکند.
هوش مصنوعی: هر آسیبی که دشمن به ما برساند، در دل ما به اندازهای عمیقتر و بیشتر از زخمهای بر سینهمان تاثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: پرندگان آشیانه خود را از چرخ و تا تذرو در دام نایبه بیبال و پر میبینند.
هوش مصنوعی: اینجا گویی سرت بر نیزه است و گروهی به تو نگاه میکنند؛ حتی در محضر یزید، بدتر از این را میتوان مشاهده کرد.
هوش مصنوعی: هر بار که آن مژهات میافتد، دلم به خاطر عشق تو زجر میکشد و دردم به حدی است که گویی یک رگ و صد زخم در قلبم است.
هوش مصنوعی: ما را که در نزدیکی معشوق، مقام و منزلتی داریم، برای دیدن حال افرادی که در خرابهای بدون سقف و در زندگی میکنند، دعوت کن.
هوش مصنوعی: در میدان جنگ، به خاطر درخشش و زیبایی گل، نظم و ترتیب به هم ریخت و بر اثر آن، فرمانده و جنگجویان با مشکل مواجه شدند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.