غلطان به خون و خاک تو را پارهتن دریغ
عریان ستاده بر سر نعش تو من دریغ
مقطوع از برادر و خواهر غریب من
ممنوع از اعانت فرزند و زن دریغ
بالقطع از کشاکش غم کردمی قبا
خصم ار گذاشتی به تنم پیرهن دریغ
بعد از تو زندهایم و ندارم بههیچوجه
عذری از این گناه به وجهی حسن دریغ
دست ار دهد سر افکنمت در قدم چو خاک
حاشا که بر تو آیدم از جان و تن دریغ
ببر دمان غریق دم از روبه دمن
شیر خدای حیدر اژدرفکن دریغ
جم را ز جور جن دغا جایگه به خاک
دارای تخت و تاج و نگین اهرمن دریغ
جز نقص و نفی نسل نبی نیست در نظر
جایی که جانشین صمد شد وثن دریغ
ماند از غم بنین و بناتت نهان و فاش
جاوید روز و شب همه بر مرد و زن دریغ
پیش از شهادت تو چرا منشی قضا
کرد اینقدر مسامحه در مرگ من دریغ
نخلت نگون و نسترنت غرق خون و باز
سرسبز و تازه سرو سمن در چمن دریغ
هر جانبم غمت به میانم گرفته تنگ
نتوان کناره کردنم از خویشتن دریغ
از خوی خصم خیره و از خون زخمها
ما رخ آلاله رنگ و تو گلگون بدن دریغ
نسپردمت به خاک و گرفتم طریق شام
انداختم میان رهت بیکفن دریغ
از بانگ وا اخاه به گردون نوا فکند
آتش به جان ناحیهٔ نینوا فکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عواطف عمیق شاعر نسبت به مصیبتها و واقعه عاشورا اشاره دارد. شاعر از غم و درد ناشی از کشته شدن امام حسین (ع) و یارانش صحبت میکند و ابراز میکند که چگونه آن حادثه باعث جدایی او از خانواده و عزیزانش شده است. او احساس میکند که بدون حسین زنده است ولی هیچ خوشی یا عذری ندارد؛ چون غم آن واقعه بر دلش سنگینی میکند. در این شعر، شاعر با تصاویری از خشونت و بیرحمی و نیز از عشق و وفاداری به امام حسین (ع) به تعبیری عمیق از احساسات انسانی پرداخته و به پیوستگی سرنوشت خود با سرنوشت امام حسین (ع) اشاره دارد. او همچنین به روزهای پس از شهادت آن بزرگوار و تاثیر غم آن بر زندگی انسانها اشاره میکند.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد شاعر با اندوه و تاسف به وضعیت کسی که به او احترام میگذارد، اشاره کرده است. او به تصویر مرگ آن شخص پرداخته و احساس میکند که این فرد در وضعیتی ناگزیر و بدون لباس در مقابل او قرار دارد، در حالی که او خود را در شرایطی دشوار و غمانگیز میبیند. این تصویر نشاندهنده عمق درد و احساس بیپناهی است که شاعر تجربه میکند.
هوش مصنوعی: من از برادر و خواهر خود جدا شدهام و بواسطه دوری از آنها، کمک به فرزند و همسر برایم ممکن نیست و احساس ندامت و افسوس میکنم.
هوش مصنوعی: به طور حتم، اگر در مقابله با غمها قرار میگرفتم و عذاب میکشیدم، حتی اگر دشمنی بر تنم لباس زیبایی به تنم میکرد، آرزو میکردم که این لباس به من تعلق نداشته باشد.
هوش مصنوعی: بعد از تو زندهایم و هیچ دلیلی برای این گناه نمیتوانم بیاورم که نشاندهندهی حسن نیت من باشد.
هوش مصنوعی: اگر دست تواِ داده شود، سر را به پای تو میافکنم مثل خاک. هرگز به خود اجازه نخواهم داد که از جان و جسم خودم بر تو بیفزایم. افسوس!
هوش مصنوعی: در این لحظه، در میان خطر و سختی، باید از قدرت و شجاعت خود یاد کنیم و به یاد شیر خدای حیدر (علی) بیفتیم که با شجاعت و دلاوری خود، دشمنان را شکست داد. این نام اشاره به امید و نیرویی است که میتوانیم در مواجهه با چالشها بکار بگیریم.
هوش مصنوعی: جن و دغا باعث شدهاند که جم، پادشاه بزرگ و صاحب تخت و تاج و جواهرات، در خاک و نابودی به سر ببرد و این خیلی ناراحتکننده است.
هوش مصنوعی: در جایی که جانشین خداوند به عنوان درگاهی برای نبی قرار گرفته، هیچ جای دیگری برای نقص و نفی نسل آن نبی وجود ندارد. این وضعیت به مانند پرستش یک مجسمه است که غمانگیز است.
هوش مصنوعی: از غم فرزندان و دختران، چیزی نهان و پنهان نمانده است. روز و شب، همواره بر مردان و زنان، حسرت میزند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه تو شهید شوی، چرا خداوند نسبت به مرگ من اینقدر بیتوجهی کرد؟
هوش مصنوعی: درخت نخل تو خشک و بیثمر شده و گل نسترنات در خون غرق است، اما در همین حال سرو و سمن در چمن به سرسبزی و تازگی خود ادامه میدهند. افسوس که این حال تو اینگونه است.
هوش مصنوعی: غم تو در هر طرف من را احاطه کرده است و نمیتوانم از خودم دور شوم، افسوس که این وضعیت را نمیتوانم تغییر دهم.
هوش مصنوعی: از ویژگیهای دشمن و زخمهایی که بر جای مانده، ما به رنگ زیبای گل آلاله درآمدهایم و تو بدنات گلگون است، ولی افسوس که این زیبایی ناب است.
هوش مصنوعی: من تو را به زمین نسپردم و به راه شام رفتم، و در میانه مسیر، بیکفنی بر تو گریه کردم.
هوش مصنوعی: با فریاد وا اَخا از آسمان، آتش را به جان ناحیه نینوا افکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
جبرئیل گشت هم نفس اهرمن دریغ
ای مدعی که جان تو باشد به تن دریغ
یار است با تو یار من از یار من دریغ
عمری گذشت و یوسف من از وفا نکرد
[...]
غلطان به خون و خاک تو را پارهتن دریغ
عریان ستاده بر سر نعش تو من دریغ
مقطوع از برادر و خواهر غریب من
ممنوع از اعانت فرزند و زن دریغ
بالقطع از کشاکش غم کردمی قبا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.