بر حال آن صبی نه همان طشت زر گریست
نه طشت واژگون فلک سر به سر گریست
پیچید زین رزیه به خود و اینقدر گداخت
غلطید زین قضیه به سر و آنقدر گریست
کاو یک طرف فتاد و سر از کف به یک طرف
نشگفت گر به حالت آن طفل سر گریست
آبش به خاک در شد و نازش به باد رفت
جان بر به جای اشک روان از بصر گریست
از کف سرش چو رفت، در افتاد و جان سپرد
بر مرگ و زندگانی وی خواب و خور گریست
از شام و کوفه برد شکایت به جد و باب
نی از قضا به سر زد و نی از قدر گریست
زین داغ تازه شیون و شوری به پای شد
پس هر که ز اهل بیت بر آن بی پدر گریست
از مرگ آن یتیم بر آن بی کسان گذشت
حالی که جای اشک درون ها شرر گریست
در انتظار ظالم اینان سعیر سوخت
برانتقام قاتل آنان سقر گریست
دریا و دشت و کوه از آن ناله های زار
صد بحر بر رقیه ی خونین جگر گریست
مینا به جان جن و ملک ریخت آب تلخ
صهبا به کام دیو و پری لعل تر گریست
بود اقتضای ماتم وی هر کجای ملک
مام ار به دختری پدری بر پسر گریست
سوزان دوید برق و به گردون شرر فکند
افغان کشید رعد و به هامون مطر گریست
مولود آسمان و زمین هر چه بود سوخت
تنها گمان مکن که همان جانور گریست
در رسم این رزیه زبان نیست خامه را
عاجز نه خامه، حوصله تنگ است نامه را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به حال تأسفبار یک کودک یتیم اشاره میکند که به خاطر مرگ پدرش میگرید. او توصیف میکند که نه تنها این کودک، بلکه تمامی آسمان و زمین و موجودات نیز در سوگ این واقعهاند. غم و اندوه از هر سو سرازیر شده و حتی طبیعت به گریه افتاده است. شاعر به تأثیر عمیق این حادثه بر جامعه و اطرافیان اشاره میکند و بیان میدارد که هیچ واژهای نمیتواند عمق این مصیبت را توصیف کند و نوشتن در مورد آن برایش دشوار است. این شعر، تجلی حزن و اندوه فراگیر در نتیجهی مصیبت و ظلمی است که بر سر این کودک و خانوادهاش آمده است.
هوش مصنوعی: در حال آن کودک، نه طشت زر برای او شکست و نه طشت آسمان به خاطر او به هم ریخت.
هوش مصنوعی: در اینجا آمده که دختری به خاطر مسائلی که برایش پیش آمده، به شدت ناراحت و غمگین شده و در نتیجه، به خود میپیچد و خیلی گریه میکند. او به شدت تحت فشار احساساتش قرار گرفته و نمیتواند خود را کنترل کند.
هوش مصنوعی: آن کسی که در یک طرف افتاده و سرش را به یک طرف تکان میدهد، اگر به حال آن کودک گریه کند، نتیجهاش این است که او از شدت تاثیر حالت آن کودک به گریه افتاده است.
هوش مصنوعی: آب به زمین ریخت و زیباییاش به باد سپرده شد، جانش در جایش به جای اشک از چشمها جاری شد.
هوش مصنوعی: زمانی که سرش از دست رفت، به زمین افتاد و جانش را در برابر مرگ و زندگی با خواب و خورش گریه کرد.
هوش مصنوعی: کسی از شهرهای شام و کوفه به جد و پدرش شکایت کرد، اما این شکایت به سرنوشت و قضا و قدر ربط داشت که بر او فرود آمد و نه به دلیل ناله و گریهاش.
هوش مصنوعی: از این درد و غم تازه، دلیری و فریادی به پا شده است، پس هر کسی از خانوادهای که بر فقدان آن مظلوم بیپدر گریه کند، احساساتش بیدار میشود.
هوش مصنوعی: یعنی: به خاطر مرگ آن یتیم، افرادی که بدون حمایت هستند، غمگین و دلسوز شدند، در حالی که در دلهایشان غمی سوزان وجود دارد.
هوش مصنوعی: در انتظار ظالم، دوزخ به شدت میسوزد تا از قاتلان آنها انتقام بگیرد.
هوش مصنوعی: طبیعت و عناصر آن به خاطر درد و رنج رقیه که دلش خونی است، به سوگ نشستهاند و ناله و زاری میکنند. صدها دریا هم برای او اشک میریزند.
هوش مصنوعی: مینا به جان جن و ملک، نوشیدنی تلخی را ریخت که بر کام دیو و پری گوارا بود و از لعل (گوهری) تر گریست.
هوش مصنوعی: هر کجا که در سرزمین ما ماتم و غم سراغی باشد، حتی اگر پدری برای دخترش به خاطر پسری گریه کند، این نشاندهندهی اقتضای غم و اندوه است.
هوش مصنوعی: آتش سوزان به سرعت حرکت کرد و شعلهاش را به آسمان پرتاب کرد. رعد بنیانافکن صدا زد و باران غمانگیز در بیابان افتاد.
هوش مصنوعی: هر موجودی که در آسمان و زمین به وجود آمده، در آتش نابود شد. اما تصور نکن که آن جانور فقط به خاطر این نابودی گریسته است.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان شده که در بیان مصیبتها، زبان و قلم ناتوان است. نه اینکه قلم لایق نباشد، بلکه نزد نویسنده، تحمل و صبر کم است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.