ای قاسم ای سرو روان ای مادر
سوی عدو آهسته ران ای مادر
دل را به هجرانت شکیبایی کو
ای نور چشم دلستان ای مادر
باشد کجا آرام و طاقت جان را
بی رویت ای آرام جان ای مادر
قصد قتال قوم طاغی کردی
بر قتل خود بستی میان ای مادر
چندان مکن تعجیل و این سفر را
تأخیر فرما یک زمان ای مادر
رجعت نبینم در پی این رفتن را
صبر از فراقت کی توان ای مادر
خود چون شود گر رخش جانبازی را
یکدم نگهداری عنان ای مادر
از بهر تیراندازی تو امروز
خم گشته قدم چون کمان ای مادر
در هر نفس مرگی فراهم آید
بعد از تو ما را در جهان ای مادر
یکدم بیا و قامت سرو آسا
بر چشمه ی چشمم نشان ای مادر
مخرام و چون سرو چمان زمانی
بنشین بر این جوی روان ای مادر
شد کشته ی تیغ جفای اعدا
اعوان ما پیر و جوان ای مادر
بی سر نگر تن های یاوران را
یکسر به خاک و خون تپان ای مادر
بی تن ببین سرهای سروران را
آویزه ی نوک سنان ای مادر
درهای غم بگشای بر صفایی
از نوحه گر بندد زبان ای مادر
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عنوان قاسم، به مادرش خطاب میکند و از او میخواهد که با آرامش و صبر با او خداحافظی کند. او از دلتنگی و غم دوری مادرش سخن میگوید و به او یادآوری میکند که در جنگ با دشمنان باید شجاعت داشته باشد. قاسم نگران از مرگ دوستان و یارانش است و از مادر میخواهد که لحظهای را برای وداع با او به تأخیر بیندازید. او به مادر میگوید که در دنیای پس از او، زندگی بدون او سخت خواهد بود و از او میخواهد که به یادگار خود بر چشمانش بنشیند. در نهایت، او درخواست میکند تا مادرش در این زمان پر از غم آرامش خود را حفظ کند.
هوش مصنوعی: ای قاسم، ای جوان باعرفت، ای مادر، با احتیاط به سمت دشمن برو. ای مادر!
هوش مصنوعی: ای نور چشم دل، ای مادر! ای کاش دل میتوانست در فراق تو تاب و تحمل داشته باشد.
هوش مصنوعی: ای مادر، کجایی که تنها در سایهات آرام بگیرم و بتوانم بر درد و رنج دل فائق آیم؟
هوش مصنوعی: ای مادر، تو با تصمیم به جنگیدن با طغیانیها، بر جان خود خط بستی.
هوش مصنوعی: ای مادر، لطفاً این سفر را عجله نکن و برای یک مدت آن را به تأخیر بینداز.
هوش مصنوعی: من دیگر امیدی به بازگشت نمیبینم و نمیدانم چگونه میتوانم در این فراق تو صبر کنم، ای مادر.
هوش مصنوعی: اگر روزی چهرهام در کمال زیبایی و با وقار در کنار تو باشد، ای مادر، یک لحظه هم دستان خود را رها نکن.
هوش مصنوعی: به خاطر تیراندازی تو، امروز قدم مانندی کمان خم شده است، ای مادر.
هوش مصنوعی: هر لحظه پس از تو، مرگ نزد ما در این دنیا نزدیک خواهد شد، ای مادر.
هوش مصنوعی: لطفاً لحظهای به چشمان من نگاهی بینداز و مانند یک سرو بلند و زیبا، زیبایی خودت را در آن نشان بده، ای مادر.
هوش مصنوعی: ای مادر، بر این جوی روان بنشین و مثل سروی راست و بادوام باش، تا من بر تو تکیه کنم و از تو آرامش بگیرم.
هوش مصنوعی: به خاطر ظلم و ستم دشمنان، هم پیران و هم جوانان ما از پا درآمدهاند، ای مادر.
هوش مصنوعی: بنگر که چگونه تن های یاران بی سر به خاک و خون غلتیدهاند، ای مادر.
هوش مصنوعی: بدون بدن، سرهای نیکان را ببین که به نوک نیزهها آویخته شدهاند، ای مادر.
هوش مصنوعی: ای مادر، درهای اندوه را باز کن و بگذار نوای آرامش و خوشحالی بار دیگر در زندگیام جاری شود. زبان به خاموشی میگراید، پس نیاز به تسلایی دارم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.