به من ای صبا ز رحمت پدارنه یک نظر کن
نظری به چشم رأفت سوی طفل بی پدر کن
غم و سوز و درد و انده الم و گزند و زاری
تب و تاب و حسرتم را بشنو تمام و برکن
چو شدی ز سرگذشت دل دردمندم آگه
پس از آن به پای پویا سوی کربلا گذر کن
پدر و برادرم را بنشان و یک زمانی
ز زبان این ستمکش بنشین و قصه سر کن
مگر از سر ترحم برسد یکی به دادم
به نوا اخا اخا گو به فغان پدر پدر کن
بر هر یک از غم من سخنی بران مفصل
و گرش ملالت آرد بسرای و مختصر کن
ز ملالت احبا ز ملامت اعادی
به من آنچه رفته یکسر همه را از آن خبر کن
گهی اشک دیده ات را چو سحاب قطره زن جو
گهی آه سینه ات را چو شهاب شعله ور کن
ز فغان شعله پرور رخ چرخ چیره تاری
ز سرشک لجه پرور دل خاک تیره تر کن
به کمند هجر تا چند اسیر و بسته باشم
نگهی به حال این مرغ شکسته بال و پر کن
به شکنج غم گرفتار و به دام غصه تا کی
به نجاتم ای پدر دستی از آستین بدر کن
به مدینه تا خود از جان رمقی مراست در تن
سوی ای غریب رنجور ز کربلا سفرکن
به سرم گذار پایی و تفقدی به رحمت
ز من شکسته دل خسته روان خون جگر کن
چو شدند آن دوآگه، ز بیان حالم آن گه
قدمی به خیمگه نه، نفسی بلندتر کن
بر عمه ها و اعمام اسفی بسوز بر خوان
بر مام و خواهرانم گله ای به ناله سر کن
گهی از تن نزارم همه دست غم به سرزن
گهی از دل فگارم همه آه با اثر کن
همه جا خراب و ویران ز سرشک سیل پرور
همه را کباب و بریان ز فغان پر شرر کن
به جبین ز چشم حسرت همه آب ها بیفشان
ز زمین به دست ماتم همه خاک ها به سر کن
به فغان ره شکایت زن و چنگ در گریبان
غم این حدیث خونین بسرود جامه در کن
چو به عرض محشر آیند صف گناهکاران
به صفایی از تفضل ز دو دیده یک نظر کن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از نسیم صبح(صبا) میخواهد که با نگاهی مهربان به او و دردهایش توجه کند. او از غمها و رنجهایش سخن میگوید و از نسیم میخواهد که به کربلا برود و از حال او برای پدر و برادرش بگوید. شاعر از بیکسی و بیپدری خود مینالد و آرزو دارد که کسی به فریادش برسد. او با درد و رنج فراوان، از نسیم میخواهد که به او و دیگران که در غمهایش شریکاند، رحم کند. در پایان، او با اشاره به روز قیامت و صف گناهکاران، از توفیق رحمت الهی در آن روز برای همه سخن میگوید و خواستار نگاهی مهربان از جانب پروردگار است.
هوش مصنوعی: ای نسیم، لطفاً به من نگاهی بیفکن و به خاطر رحمتی که داری، نگاهی پرمحبت به کسی که پدر ندارد، داشته باش.
هوش مصنوعی: تمامی احساسات و دردی که در دل دارم، از اندوه و غم گرفته تا زاری و بیتابیام را بشنو و از من دور کن.
هوش مصنوعی: زمانی که از داستان زندگی دل دردمندم مطلع شدی، پس از آن به سوی کربلا با قدمهای استوار برو.
هوش مصنوعی: پدر و برادرم را بنشان و کمی از داستان زندگیام را برایت بگویم. بگذار با زبان این فرد رنجکشیده حرف بزنم و داستانی از آنچه بر من گذشته را تعریف کنم.
هوش مصنوعی: آیا کسی به خاطر دلسوزی به کمکم میآید؟ به صدای نالهام گوش بده و بگو که برای پدرم فریاد بزنند.
هوش مصنوعی: در مورد هر یک از دردهای من، به تفصیل صحبت کن، حتی اگر این موضوع باعث خستگیات شود، اما سعی کن این گفتگو را کوتاه و مختصر نگهداری.
هوش مصنوعی: از نگرانى دوستان و خستگى از دشمنان، از تو میخواهم آنچه که گذشته است را به طور کامل به من بگو.
هوش مصنوعی: هر زمانی که اشکهای چشمانت را مانند باران بریزی، و هرگاه که آه قلبت به اندازه یک شهاب درخشان و پرحرارت باشد، احساسات خود را به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: از نالههای شعلهای که نورافشانی میکند، چهرهی آسمان را تیرهتر کن. با اشکهای عمیق دل را خیستر و سیاهتر از خاک کن.
هوش مصنوعی: چند وقت دیگر باید در دام دوری تو اسیر بمانم؟ نگاهی به حال این پرندهی شکسته و بیبال و پر بینداز.
هوش مصنوعی: درگیر دردهای عاطفی هستم و از غم و اندوه رنج میکشم. ای پدر، تا کی به حال من بیتوجهی میکنی؟ لطفاً کمکی کن و به دادم برس.
هوش مصنوعی: به مدینه میروم، چون هنوز اندکی انرژی در جانم باقی مانده است. ای غریبه، از کربلا به سفر برو و من را همراهی کن.
هوش مصنوعی: پایت را بر سرم بگذار و با مهربانی به من نگاه کن، که من دل شکسته و خستهای دارم و میخواهم به واسطهٔ محبت تو جانی تازه بگیرم.
هوش مصنوعی: وقتی آن دو از وضعیت من باخبر شدند، قدمی به سمت خیمه بگذار و نفسی عمیقتر بکش.
هوش مصنوعی: برای عمهها و داییها، خود را بسوزان و بر سر سفره، برای مامان و خواهرانم نالهای سر بده.
هوش مصنوعی: گاهی حالتی دارم که از غم و رنج زیاد، دست از تنم میشویم و دردی عمیق را به جان میخرم. و زمانی دیگر، دلم پر از غصه است و تنها آه و نالهام باقی مانده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به تصویر ویرانی و خرابی گستردهای اشاره شده است که به خاطر اشک و گریه شدید ایجاد شده است. این اشکها مانند سیل جریان یافته و باعث میشوند که همه چیز نابود و کباب شود. همچنین فریادهای دردناک و غم انگیز به شدت به این ویرانی دامن میزند.
هوش مصنوعی: ای کاش از چشمان حسرت، تمام آبها بر زمین بریزند و از دل اندوه، تمام خاکها بر سرم بپاشند.
هوش مصنوعی: با صدای بلند از درد و شکایت بگو و در این حال غم را به چنگ بزن. این داستانِ دردناک را روایت کن و دل را از غم بیرون بیاور.
هوش مصنوعی: وقتی در روز قیامت، صف گناهکاران برای محاکمه به حضور خداوند میآیند، با نگاهی به لطف و مهربانی او، شاید بتوانند بخشی از رحمت و صفای آن لحظه را درک کنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یکی ای نسیم یثرب سوی خستگان گذر کن
به یتیم گونه طفلان پدرانه یک نظر کن
تک و تاز آذرین پی ز سرشک وآه من جو
ز مدینه چار اسبه سوی نینوا سفر کن
به شهنشه شهیان چو مجال راز یابی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.