شه لب تشنه ی بی غمگسارم پدر
سرور سینه محزون زارم پدر
شهید بی کفن آه ای پدر جان
به خونت غرقه تن افتاده عریان
شدت سر به نی بر
تنت چاک به خون در
بر جای بالین زرت واویلا
شدخاک خواری بسترت واویلا
شه اقلیم غم آخر سرت کو پدر
سپهدارت کجا شد لشکرت کو پدر
قتیل خنجر کین یاورانت
ذلیل قید دشمن دخترانت
بدن چاک کفن خاک
ستم کش تعبناک
میر علمدارت چه شد واویلا
اولاد و انصارت چه شد واویلا
سرت بر نیزه چون مه جلوه گر شد پدر
تنت در لجه چون بط غوطه ور شد پدر
به داغت جامه ی جان چاکم اولی
وزین غم بر سر من خاکم اولی
به یکبار شدم خوار
نه محرم نه غمخوار
چاک گریبانم نگر واویلا
آهنگ افغانم نگر واویلا
یکی از روی میدان کن نگاهم پدر
به سیلاب سرشک و سوز آهم پدر
سرشکم موج خون انگیخت بر خاک
فغانم برد دود دل بر افلاک
دم آمیز یم انگیز
جگرسوز شرربیز
مژگان گهر ریزم ببین واویلا
افغان فلک خیزم ببین واویلا
صفایی زین رزیت در فغان شد پدر
به استدعای بخشایش نوان شد پدر
که فرمایش در محشر عنایت
کنی احوالش از رحمت رعایت
نبخشی گر آنجا
گناهش سراپا
طومار اعمالش سیه واویلا
سامان احوالش تبه واویلا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، گوینده با احساس عمیقی از درد و رنج، فقدان پدرش را بیان میکند. او به تشنگی روحي خود اشاره میکند و با تصاویری از شهیدان جنگ، دلتنگی و غم عمیقش را نسبت به پدر شهیدش توصیف میکند. او از وضعیت بدن پدر، بیکفنی او و همچنین بیپناهی خود پس از مرگ پدر میگوید. گوینده از دردهایش، اشکها و احساساتی که به یاد پدرش دارد، سخن میگوید و در نهایت خواهان رحمت و بخشش برای پدر در روز قیامت است. احساساتی چون اندوه، تنهایی و آرزو برای دیدار دوبارهی پدر در این شعر به وضوح حس میشود.
هوش مصنوعی: من در دل تشنهای هستم که هیچ کس آرامش نمیدهد، پدر. سینهام پر از غم و اندوه است، پدر.
هوش مصنوعی: شهید بدون کفن، ای پدر جان، بدنش به خون آغشته شده و عریان بر زمین افتاده است.
هوش مصنوعی: در اثر شدت و فشار، در بدن تو زخمهای عمیق و خونینی ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: درد و اندوه بر بالین تو نشسته و خاک تو را در بر گرفته است. گویی بر غمت فریاد میزنم.
هوش مصنوعی: ای فرمانروا، آسمان غم بر سر تو سایه افکنده، پدر سپهبد تو کجاست و کجاست لشکری که باید تو را یاری کند؟
هوش مصنوعی: کشته شدن با خنجر کینه، دوستانت را ذلیل میکند و دشمنان دخترانت را به زنجیر میکشاند.
هوش مصنوعی: بدن فرسوده و چاکچاک شده که نشاندهندهی سختی و رنجی است که بر انسان رفته و به خاک سپرده شده است.
هوش مصنوعی: میر علمدار چه بر سرش آمد، واویلا! اولاد و یارانت چه شدند، واویلا!
هوش مصنوعی: سرت بر نیزه مانند ماه نمایان شد و بدنت در آب مانند قو غوطه ور گردید.
هوش مصنوعی: برای عشق تو، خود را به داغ و دردی میزنم و از غم تو، بر سرم خاک میریزم.
هوش مصنوعی: به یکباره دانستم که هیچکس به کمک من نیامد، نه کسی که رازهایم را بداند و نه کسی که برایم دل بسوزاند.
هوش مصنوعی: نگاهی به چاکهای گریبانم بینداز، واویلا! به صدای نالهام گوش کن، واویلا!
هوش مصنوعی: ای کاش یک نگاه به من بیندازی، پدر، و ببینی چقدر غم و اندوه در چشمانم جاری است.
هوش مصنوعی: اشک من مانند موجی از خون بر زمین افتاد و صدای نالهام به آسمان رسید.
هوش مصنوعی: آتش و شور و هیجان در دل و جان آدمی زبانه میکشد و احساسات عمیق و سوزان را برمیانگیزد.
هوش مصنوعی: به چشمان زیبای تو، اشکهای گرانبهایی میریزم و از دل میگویم که ای آسمان، تو هم ببین چه حال و روزی دارم!
هوش مصنوعی: پدر به خاطر زحمات و دردسرهای زیادی که کشیده، حالا در حال درخواست عفو و بخشش است. او به خاطر زخمهای دلش، به فغان و ناله افتاده و به دنبال آرامش و راحتی است.
هوش مصنوعی: در روز قیامت، لطف و محبت تو باعث خواهد شد که به حال او توجه شود و مهر و رحمتت او را در نظر بگیرد.
هوش مصنوعی: اگر در آنجا خطایی دارد، کامل و بینقص نبخشید.
هوش مصنوعی: اوضاع او خراب است و کردارهایش پر از سیاهی و بدی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.