خسرو پرویز گو در آتش ما بین
کآذر بردل کجا و آذر برزین
نرم بر احوال او چرا شد اگر نه
تیشه ی فرهاد خورد بردل شیرین
یار که آمد کسی نیافت سر از جان
شوق که آمد کسی ندید دل از دین
آنچه دل از عشق او کشید ندیده است
صعوه پر بسته زیر پنجه ی شاهین
خوار و خجل گرد نبود از آن بر و بالا
بید معلق فکند سر ز چه پایین
چشم سپهر ار به عقد گوهرت افتد
بگسلد از رخ به خاک رسته ی پروین
گوهر دندان و لعل نوش لبت را
دیده ام آن نقل شور و این می شیرین
وصف ملاحت ز بس شنیده ام از آن
طعم حلاوت ز بس چشیده ام از این
دید صفایی صفات حق همه در یار
هرکه چو من برگشود دیده ی حق بین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات و تجربههای عاشقانه خود اشاره میکند. او از آتش عشقی میگوید که بین خسرو و شیرین وجود دارد و بیان میکند که عشق چقدر عمیق و فراتر از تصور است. همچنین، او در مورد زیباییهای یار و اثرات آن بر دل میگوید و به احساسات شدید و شگفتیهای عشق اشاره دارد. شاعر به نوعی از درک و رؤیت الهی نیز صحبت میکند و میگوید هر کس که مانند او چشم باطن خود را گشوده باشد، زیباییهای حقیقی را خواهد دید. این شعر ترکیبی از عشق، زیبایی، و دیدگاه الهی نسبت به معشوق است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خسرو پرویز، با نگاهی به آتش، باید ببیند که آتش از کجا به دل او رسیده و به چه جایی مربوط میشود. آتش در اینجا نماد عشق، شور و علاقه است که به دل او نفوذ کرده و او را درگیر کرده است. این تصویر به ما نشان میدهد که باید به ریشههای احساسات و عواطف خود پی ببریم و درک کنیم که از کجا سرچشمه میگیرند.
هوش مصنوعی: چرا دل شیرین به حال او نرم و لطیف شد، اگر نه اینکه تیشه فرهاد بر دل او تاثیر گذاشت؟
هوش مصنوعی: وقتی یار آمد، کسی جرأت نکرد خود را از شوق رها کند و وقتی این شوق فرا رسید، هیچکس نتوانست دل خود را از عشق جدا کند.
هوش مصنوعی: هر آنچه دل به خاطر عشق او تجربه کرده، همچون پرندهای که در چنگال شاهینی گرفتار شده، قابل مشاهده نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی از خجالت و حقارت میپردازد. به تصویر کشیده میشود که فردی که در شرایطی نامناسب قرار دارد، هرچند به ظاهر در موقعیت بالایی است، اما در واقع احساس ناکامی و ذلت میکند. به عبارتی دیگر، حتی اگر کسی در موقعیت و ظاهری رفیع قرار گیرد، اما در درون خود احساس نارضایتی و خجالت دارد.
هوش مصنوعی: اگر چشم آسمان به زیبایی تو بیفتد، تمام زیباییهای دیگر از چهرهات فروافتاده و دور خواهند شد.
هوش مصنوعی: من زیبایی دندانهای تو را مانند گوهر و لبهایت را مانند لعل دیدهام؛ آن نقل شیرین شور و این می را هم چشیدهام.
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت را به اندازهای شنیدهام که دیگر نیازی به توصیف آن ندارم و آن خوشمزگی را هم به قدری چشیدهام که دیگر نیازی به گفتن ندارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که چشم بصیرت خود را باز کند و به خلوص و زیبایی صفات الهی در محبوب نگاه کند، میتواند زیباییها و صفات حق را به خوبی در او ببیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
لنگ دوندهست، گوش نی و سخنیاب
گنگ فصیح است، چشم نی و جهان بین
تیزی شمشیر دارد و روش مار
کالبد عاشقان و گونهٔ غمگین
خاک خراسان و خاک مملکت چین
همچو دو پله است آب جیحون شاهین
تا زخراسان نظامی آمد اینجا
این بثری رفت و آن رسید بپروین
هیچ گرانتر ز سنگ سنگ نظامی
[...]
کیست که گوید ببارگاه سلاطین
حال گدایان دلشسکته ی مسکین
سوخته ئی کو که خون ز دیده ببارد
از سر سوزم چو شمع بر سر بالین
در گذر ای باغبان که بلبل سرمست
[...]
آه ازین قوم بی حمیت و بی دین
کردری، و ترک خمسه، و لر قزوین
عاجز و مسکین هر چه دشمن و بدخواه
دشمن و بدخواه هر چه عاجز و مسکین
دشمن ازیشان به عیش و شادی و عشرت
[...]
طره سنبل ز تاب جعد تو پرچین
سوی تو نرگس گشاده دیده حق بین
روی شقایق ز جام شوق تو رنگین
معنی توحید تست لفظ ریاحین
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.