بیا ساقی که در کار سلوکم
بجامی نه بسر تاج ملوکم
که تاج پادشاهی عقل و دادست
خرد شاگرد می می اوستادست
نه آن می کش خرد بگریزد از بوی
مئی کز بوی او عقل آورد روی
شرابی از خمستان حقیقت
سزای مغز مستان حقیقت
که مغز ما و این می هر دو یارند
بهم چون جسم و چون جان سازگارند
ازین می مغز سالک گر شود تر
رود جائی که جبریل افکند پر
الی الله راست خلق آنکوست در راه
بمی ده خلق را سیر الی الله
که ما را سیر فی اللهست در پیش
تو سلطان توانگر بنده درویش
الی الله را چو رهرو رهنما شد
خدا شد سیر فی الله را سزا شد
که حق در سیر فی اللهست سیار
کند مر ذات خود را سیر اطوار
ز خلقیت چو خلق آید سوی حق
الی الله نام این سیرست مطلق
خدا شد پس ز خود در خود سفر کرد
مسمائی بهر اسمی نظر کرد
مسمی گشت هر اسم و صفت را
هویدا کرد سر معرفت را
حقیقت داد بر اسمای ذاتی
تحقق یافت اسمای صفاتی
مبدل شد ز آب تیره با نور
صفای صبح زاد از شام دیجور
ز اسم و رسم سائر گشت آگاه
که شد تکمیل سر سیر فی الله
خلافت گشت بر بالای او دلق
ز بالا یعنی از حق شد سوی خلق
سپس از خلق شد در خلق سائر
چو مرکز در مدارست و دوائر
پی تکمیل خلق آن حق مطلق
بامر خلق شد ماء/مور از حق
من الخلق الی الحق سیر ثانی
که زد پویاش کوس من رآنی
من الحق الی الخلقست ثالث
که از حق تاخت سمت خلق وارث
من الخلق الی الخلقست رابع
که حق متبوع مطلق خلق تابع
کنون بنیوش شرح و بسط اسفار
که خواهد گوش معنی در اسرار
نباشد سیر اول را منازل
که باشد فیض حق بر خلق شامل
ز حق تا عبد نبود راه بسیار
ولی مخفیست حق در ستر اسرار
حجاب بین ما و اوست مائی
خودی در خورد نبود با خدائی
اگر خلق از خودی بیگانه گردد
خدا را آشنای خانه گردد
ولیکن شرط دارد سیر این راه
جزای شرط باشد سیر درگاه
نخستین شرط از باطل تخلی
ز اسمای خدا بر او تجلی
چو رهرو شد مبرا از رذائل
شود ذاتش محلای فضائل
شود بعد از تخلی با تحلی
ز اسمای خدا بر او تجلی
نخستین جلوه از اسم علیمست
که باب الله رحمن رحیمست
بود علم الهی باب ابواب
بهر ناسخته نگشایند این باب
ازین در سیر اسمای الهی
توانی کرد ای رهرو کماهی
ز خاک این در آید بوی کامل
که چون بگشود بینی روی کامل
در علم خدای بی ندیدست
قدیمستی نه این باب جدیدست
مر این باب ار گشودندت شبانگاه
ببینی صبح روشن روی الله
چو دیدی روی او بی خویش گردی
بسلطانی رسی درویش گردی
ولی الله مطلق اسم اعظم
بود در سیر دوم سر آدم
شود موصوف اوصاف الهی
برد پی بر کمال حق کماهی
خدا چشمست و گوش و دست و پایش
هوایش مرده در پای خدایش
هوا را سر برید از تیغ تجرید
چو مو سر رستش از اعضای توحید
زهر سر باز در وحدت دهانها
انا الله الا حد ورد زبانها
ببزم بود اعیان ازل شمع
مقیم بارگاه وحدت جمع
که شد از ذات و وصف و فعل فانی
بذات و وصف و فعل لامکانی
بحق رد کرد این هستی که از اوست
ز سر تا پای او شد هستی دوست
که هستی نیست یک هستیست گر هست
که او حقست در بالا و در پست
بطی این بوادی هادی راه
تواند زد دم انی انا الله
شود منصور دار سر مطلق
بدارائی زند کوس اناالحق
زند طبل ولایت بر سر دار
ولی را بخت منصورست بیدار
نوای نغز نای من رآنی
بود در منتهای سیر ثانی
دم راز طرب ساز اناهو
بود سیر دوم را در تکاپو
انا هو بار نخل سیر ثانیست
زمانی نیست نخل سیر آنیست
ب آنی سالک اندر سیر باطن
کند ایجاد را سیر مواطن
چه گفتم بلکه باشد آن دائم
که بر اسماستی قیوم قائم
جوان بخت جهان کل اسماست
ولی مرشد آن پیر تواناست
گروهی اندرین خلوت نشستند
در سیر سوم بر روی بستند
گروهی از خدا گشتند ماء/مور
که روی آرند سمت ظلمت نور
خدای مطلق اندر سیر سوم
باین پیدائی اندر خلق شد گم
ولی الله کامل قلب عارف
نبی شد مهر ابنای معارف
بود پیغمبر تعریف اسماء
معارف را کند بر خلق ابناء
بابنای معارف شد پیمبر
ولی تشریع حق را نیست در خور
که تشریع نبی در خیر مردم
بود محتاج سر سیر چارم
ز حق آمد بخلق آن سر ساری
چو نهر از خلق شد در خلق جاری
من الخلق الی الخلق اینکه با دلق
مسافر گشت حق از خلق در خلق
پی تشریع امر لایزالی
ز اوصاف جمالی یا جلالی
اگر چه برد در این سیر بس رنج
بهر ویرانه پنهان کرد صد گنج
ز یک ویرانه در شرع آنکه شد پست
هزاران گنج باد آورد در دست
پس از سیر چهارم ذات عالم
نبی شد در نبوت گشت خاتم
تمام انبیا آن فرد یکتاست
که بر دوشش ردای احمد ماست
همش خنگ خلافت زیر زینست
همش دست خدا در آستینست
امام انبیای بدو و ختمست
مر او را اقتدای امر حتمست
کسی از انبیای ما تقدم
بانگشتش ز خاتم نیست خاتم
که این انگشتری را حلقه دینست
خدا این حلقه را نقش نگینست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعرگونهای از مولانا جلالالدین رومی است که به سفر روحانی انسان و ارتباط او با خداوند اشاره دارد. در این شعر، مولانا به اهمیت عشق و معرفت الهی، و نقش می (شراب عرفانی) در تعالی روح انسان میپردازد. او میگوید که انسان باید از خودی و رذایل مادی رها شود تا به حقیقت خدایی دست یابد و در سیر الی الله (سفر به سوی خدا) قرار گیرد.
شاعر به توصیف چهار سیر اصلی روحانی میپردازد:
1. سیر از خلق به حق.
2. سیر از حق به خلق.
3. سیر از خلق به خلق.
4. سیر از حق به خلق به عنوان نبی و رسول.
در انتها، به مقام نبوت و خاتمیت پیامبر اسلام اشاره میکند و او را حلقهای در زنجیره ارتباط با خدا میشمارد که معرفت الهی را به انسانها منتقل میکند. این شعر به اهمیت کمال و شناخت الهی، و نیز به لزوم پاکسازی روح و درک عمیق از حقیقت وجود اشاره دارد.
هوش مصنوعی: بیا ای ساقی، که برای رسیدن به مقام معنوی و آرامش، به جای تاج و قدرتهای دنیوی، به من جامی از شراب بده.
هوش مصنوعی: عقل و انصاف به عنوان نمادهای پادشاهی و قدرت در زندگی انسانها هستند و در واقع این ویژگیها به نوعی به استاد بزرگ میمانند که به شاگردان خود میآموزند.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی بوی خوش شراب به مشام میرسد، عقل و خرد از آن دور میشوند. شراب به قدری تاثیرگذار است که انسان را از التفكير عاقلانه باز میدارد و به دنیای احساسات و لذتها میکشاند.
هوش مصنوعی: نوشیدنیای از محلساختمان واقعیات که شایسته روحهای سرشار از حقیقت است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که روح و essence ما و این شراب هر دو با هم هماهنگ و همراه هستند، مانند رابطهای که بین جسم و جان وجود دارد. به عبارتی، شراب و روح ما به خوبی با یکدیگر سازگارند و این دو عنصر به هم تعلّق دارند.
هوش مصنوعی: اگر شخصی از این شراب معنوی بهرهمند شود، به جایی خواهد رسید که حتی فرشته جبرئیل نیز در آنجا پرده برمیدارد و رازها را نمایان میکند.
هوش مصنوعی: به سوی خدا، راستا و هدفی است که خلق برای رسیدن به آن در تلاشند و در این راه، نیاز به هدایت و سیر و سلوک دارند تا به خدا نزدیک شوند.
هوش مصنوعی: ما در حضور تو، ای پادشاه ثروتمند، به دنبال کمال روحانی هستیم و نیاکان ما به این راه دعوت شدهاند.
هوش مصنوعی: وقتی شخصی به سمت خداوند حرکت کند و راهنمایی از سوی خدا دریافت کند، سفر در راه خداوند برای او مقدر و شایسته میشود.
هوش مصنوعی: حقیقت در سیر و حرکت در راه خداوند است و وجود او در حال تغییر و تحولی مداوم میباشد.
هوش مصنوعی: وقتی انسان از ویژگیهای خود به سمت حقیقت و خداوند حرکت کند، این حرکت را سیر به سوی مطلق مینامند.
هوش مصنوعی: خداوند از درون خود بیرون آمد و به جستجوی نامی برای خود پرداخت.
هوش مصنوعی: هر نام و صفتی به وضوح نشاندهندهی حقیقت خود شد و شناخت واقعی را آشکار کرد.
هوش مصنوعی: حقیقت به وجود آمده بر اساس اسمهای ذاتی، باعث شد که اسمهای صفاتی نیز شکل بگیرند.
هوش مصنوعی: با تابش روشنایی صبح، آب تیره تبدیل به چیزی روشن و زیبا میشود، مثل اینکه از ظلمت شب به صبح روشن قدم گذاشتهایم.
هوش مصنوعی: او از نام و ویژگیهای دیگران آگاه شد که به کمال رسید و در مسیر عشق الهی پیش رفت.
هوش مصنوعی: او به مقام خلافت رسید و در این مقام، لباس معنوی و الهی بر تن کرد و از حقایق الهی به سوی مردم رهنمون شد.
هوش مصنوعی: سپس از آفرینش، موجودات دیگر شکل گرفتند، مانند اینکه مرکز یک دایره در مدارهای مختلف قرار دارد.
هوش مصنوعی: برای کامل کردن آفرینش آن حقیقت مطلق، به فرمان او، آب و مور آفریده شدند.
هوش مصنوعی: از میان خلقت تا رسیدن به حقیقت، راهی دیگر وجود دارد که در آن، به صدا درآمدن ناقوس، نشاندهندهی تماشا و درک من است.
هوش مصنوعی: من به حقیقت به موجودات وابستهام و در ارتباط با حق، به سوی مخلوقات میروم و از آنها به ارث میبرم.
هوش مصنوعی: خداوند متعال، خالق همگان است و تمام مخلوقات به او وابسته و تابع هستند. او در مقام کمال و بینظیری قرار دارد، در حالی که تمامی موجودات تحت اراده و فرمان او هستند.
هوش مصنوعی: حالا گوش فرا بده به توضیحات و تفاسیر سفرها، زیرا کسی که به رازها توجه کند، به معنا پی خواهد برد.
هوش مصنوعی: اگر در آغاز راه، منزلگاهی وجود نداشته باشد، پس چطور میتواند نعمت و فیض خداوند بر خلقش گسترده و شامل باشد؟
هوش مصنوعی: بین حق و بندگی، راهی طولانی وجود دارد، اما حقیقت در پردهای از رازها پنهان است.
هوش مصنوعی: حجاب و مانعی وجود دارد که ما را از او جدا میکند، و ما نمیتوانیم با خودخواهی و خودپرستی به مقام خدایی برسیم.
هوش مصنوعی: اگر مردم از خودشان فاصله بگیرند و بیگانه شوند، در این حالت خداوند به مانند یک مهمان آشنا در دل و خانهی آنها حضور پیدا خواهد کرد.
هوش مصنوعی: اما برای سفر در این مسیر، لازم است که شرایطی رعایت شود و جزای آن، ورود به درگاه را فراهم میآورد.
هوش مصنوعی: برای اینکه باطل از میان برود، اولین شرط این است که اسمهای خدا بر آن تجلی کند و در حقیقت، یعنی نور الهی باید بر آن بتابد.
هوش مصنوعی: اگر شخصی به درستی و با نیت خوب قدم بردارد و از ویژگیهای ناپسند خود را دور کند، ذات و شخصیت او به کیفیتهای برتر و فضائل تبدیل خواهد شد.
هوش مصنوعی: بعد از پاکسازی و خالی شدن از دنیویات، نامهای خدا بر او نور میافکند و تجلی پیدا میکند.
هوش مصنوعی: اولین نشانه از اسم عالم، درب خداوند رحمن و رحیم است.
هوش مصنوعی: دانش الهی، دروازهای است که برای ورود به آن، هیچکس بدون اجازه نمیتواند وارد شود.
هوش مصنوعی: ای مسافر، میتوانی از این در به تماشای اسمهای خدا بپردازی، همچنان که ماهی میتواند در آب شنا کند.
هوش مصنوعی: از خاک این مکان بوی خوشی بر میخیزد که وقتی در را باز کنی، چهرهای کامل را خواهی دید.
هوش مصنوعی: در علم خدا، چیزی که قدیم و از قبل موجود است، وجود دارد و این موضوع جدیدی نیست.
هوش مصنوعی: اگر در شب دروازهای را برا تو گشودند، در روشنایی صبح چهرهی پروردگار را خواهی دید.
هوش مصنوعی: وقتی چهره او را ببینی، چنان مدهوش و بیخود میشوی که به مقام و مرتبهای بلند میرسی، حتی اگر در ظاهر فقیر و بیپول باشی.
هوش مصنوعی: ولی الله، که به معنای "ولی خدا" است، در واقع نامی بسیار بزرگ و با اهمیت در سیر و مسیر زندگی آدمی به شمار میآید. این واژه به مرحلهای از زندگی انسان اشاره دارد که در آن به شناخت عمیقتری از خداوند و حقیقت وجودی خود میرسد.
هوش مصنوعی: کسی که به صفات الهی توصیف میشود، به کمالی میرسد که به ذات حق نزدیک میگردد.
هوش مصنوعی: خداوند مانند چشمان، گوشها و دستها و پاهاست که در خدمت او هستند و به خاطر او جانشان را فدای ایشان میکنند.
هوش مصنوعی: هوا از شدت تجرد و پاکی مانند مویی که از سر جدا شده، از اعضای توحید جدا شده است.
هوش مصنوعی: زهر سر، سخنچینی و دروغهای ناسالمی است که در عرصه وحدت به زبانها جاری میشود. در واقع، تنها حقیقتی که باید در این گفتگوها مطرح شود، همان «انا الله» است، یعنی ما همگی به یک حقیقت و وجود واحد اشاره داریم.
هوش مصنوعی: در اینجا از زیباییهای آفرینش و نورانی بودن مقام واحد صحبت میشود. بیانگر این است که همه چیز در عالم، چه از لحاظ وجود و چه از لحاظ زیبایی، در حقیقت بازتابی از نور و شکوهی است که در بارگاه وحدت وجود دارد. همه موجودات به گونهای با این مقام متصل و در واقع تجلیات همان نور هستند.
هوش مصنوعی: چیزی که وجود و ویژگیها و اعمالش فناپذیر است، به واسطه ذات و صفات و اعمالی که جاودانه و بیمکان هستند، دچار زوال نمیشود.
هوش مصنوعی: این وجود که از او نشأت گرفته، به حق به درستی خالق را رد کرده است؛ زیرا تمام وجود او متعلق به دوست است.
هوش مصنوعی: وجودی که داریم، در واقع یک وجود است و اگر آن وجودی که در بالا و پایین هست، حقیقتی است، پس آن وجود واقعی و حقیقی است.
هوش مصنوعی: بطی یا آبشار است که در اینجا نماد مسیر و راهی است. در این متن اشاره شده به وجود یا قدرتی که میتواند راهنمایی کند و به فردی در شناخت و درک بهتر کمک خواهد کرد. همچنین عبارت "انی انا الله" به معنای وجود یک حقیقت برتر و الوهیت اشاره دارد که نشاندهندهای از عمیقترین معانی و ارتباط با عالم هستی است. به طور کلی، این جمله به نشان دادن وجود یک راهنما و حقیقتی یاریدهنده در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به نوعی به پیروزی و تحقق حقیقت اشاره دارد. به بیان دیگر، در اینجا از ارتقاء روحی و آزادی معنوی سخن گفته میشود که به واسطه آن فردی به مقام و حالت بالایی دست مییابد و در نهایت صدای حق را با تمامی قوت و شجاعت به گوش جهانیان میرساند.
هوش مصنوعی: زندگی در سایه و حمایت ولایت است، و بخت خوشِ منصور در حال بیدار شدن است.
هوش مصنوعی: صدای دلنشین نی من، در اوج سفر و جستجو، مرا به وجد آورده است.
هوش مصنوعی: لحظهای که سرشار از شادی و لذت است، مانند طوفانی درگیر و پرتحرک، نشاندهندهی عمق احساسات و شور و حال زندگی است.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که در حال حاضر، زمان رسیدن و برداشت خرما نیست، و برای آن هنوز وقت زیادی باقی مانده است. در واقع، به ضرورت انتظار و صبر برای رسیدن به موقعیت مناسب اشاره دارد.
هوش مصنوعی: سالک در یک لحظه میتواند به عمیقترین مراحل درونیاش سفر کند و به تجلیات مختلف وجودی دست یابد.
هوش مصنوعی: من چیزی گفتم که امید دارم همواره برقرار باشد و آن چیزی است که بر اساس وجودی ثابت و پایدار است.
هوش مصنوعی: جوان با استعداد و پرانرژی، دنیای پر از نامها و فرصتها را در اختیار دارد، اما راهنمای او یک پیر حکیم و باتجربه است.
هوش مصنوعی: گروهی در این مکان دور هم نشستهاند و به بررسی موضوعی عمیق و خاص مشغولند.
هوش مصنوعی: گروهی به سمت خدا و حقیقت روی آوردند، مانند مورچهای که برای رسیدن به نور، به سمت تاریکی میرود.
هوش مصنوعی: خدای مطلق در مسیر سوم، در فرایند آفرینش، در میان موجودات، به نوعی نامعلوم و پنهان شده است.
هوش مصنوعی: خداوند به قلب عارفان کمال میبخشد و نور علم و معرفت را در جان آنها میتاباند.
هوش مصنوعی: پیامبر به تشریح و معرفی نامهای معارف پرداخته و آن را برای مردم و نسلها بیان میکند.
هوش مصنوعی: پیامبر به عنوان بنیانگذار معارف و دانشهای دینی شناخته میشود، اما وظیفهی تشریع و قوانین الهی، چیزی است که شاید به او نمیرسد یا در شأن او نیست.
هوش مصنوعی: تشریع نبی به نفع مردم بوده و نیاز به تفکر عمیق و بررسی دقیق دارد.
هوش مصنوعی: از حق (خدا) بود که آن سرسختی به آفرینش آمد، همانطور که نهر از زمین بیرون میآید و در میان آفرینش جاری میشود.
هوش مصنوعی: از میان مردم و برای مردم، حق با لباس و جامهای به سفر میرود و در میان مخلوقات حضور دارد.
هوش مصنوعی: به دنبال قوانین و دستورات همیشگی و بینظیر هستم که از ویژگیهای زیبایی یا عظمت ناشی میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه در این سفر با سختیها و زحمتهای زیادی روبرو شدم، اما در دل ویرانیها و مشکلات، گنجینههای زیادی پنهان شده است.
هوش مصنوعی: از یک خرابه، کسی که سقوط کرده باشد، میتواند هزاران گنج را با خود بیاورد.
هوش مصنوعی: پس از اینکه ویژگیهای مختلف و عمیق جهان شناسایی شد، پیامبری به وجود آمد که آخرین پیامبر بود و رسالت او به پایان رسید.
هوش مصنوعی: تمام پیامبران اشاره به شخصی دارند که ویژگیهای خاصی دارد و بر دوش او نشانهای از احمد، که به پیامبر اسلام اشاره دارد، قرار دارد. این فرد یکتا و بینظیر است.
هوش مصنوعی: تمام امور و مسائل در خلافت به دست خداوند است و در واقع، همه چیز تحت تسلط و اراده او قرار دارد.
هوش مصنوعی: او امام همه پیامبران است و رسالتش پایان دهنده دیگر پیامبران میباشد، بنابراین پیروی از او ضروری و حتمی است.
هوش مصنوعی: هیچکدام از پیامبران ما، انگشتشان را بالاتر از خاتم نیاوردهاند.
هوش مصنوعی: این انگشتر، نمادی از دین خدا است و نقشهای که بر روی آن حک شده، نمایانگر خود خداوند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.