ای خواجه مرا مفروش ارزان که گرانستم
تو بنده تن بینی من خواجه جانستم
تو عبد هوی دانی من جان سلیمانم
بر پشت هوا راکب سلطان جهانستم
یاقوت کند فعلم گر سنگ سیه باشد
زین ابر جهم ناگه من برق یمانستم
من مستم و هشیارم پنهان و پدیدارم
در دیده حق پیدا بر خلق نهانستم
مجنونم از آن زنجیر وان قامت چونان تیر
در روز جوانی پیر با پشت کمانستم
عشق امد و شد آباد در عین خرابی دل
من پیر خراباتم با آنکه جوانستم
تو خاک فروتن را می بین و من خاکی
خورشید بلند اختر بر چرخ کیانستم
در صورت و در معنی چون کوهم و چون چرخم
چون کوه بوم ساکن چون چرخ روانستم
از پرتو خورشیدم صد مرتبه بالاتر
او بر سر طینستی من بر سر طانستم
نه تن نه توان خواهد دلبر دل و جان خواهد
چون شاه چنان خواهد من بنده جنانستم
خاک ره من باشد زائینه مصفاتر
در میکده وحدت از دردکشانستم
برجسته ازین خاکم وارسته ز افلاکم
از لوث دوئی پاکم نه این و نه آنستم
دریای گهر ریزم زر بخشم و زر ریزم
اکسیر مهاتم نه بحر نه کانستم
شیر فلکی دارد در حمله گریز از من
در بیشه لاهوتی من شیر ژیانستم
در میکده باقی نوشم می اشراقی
هم ساغر و هم ساقی با پیر مغانستم
یک چند صفا بودم با نطق و بیان ایدل
چندیست نه من باقی نه نطق و بیانستم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان تمایز میان حقیقت روح و جسم میپردازد. شاعر خود را از تن جدا میداند و به ارتفاع روح و مقام بلندی که دارد اشاره میکند. او خود را چون سلیمان و خورشید میبیند و بر این باور است که عشق و جنون او از قید و بندهای دنیوی فراتر است. شاعر به دوگانگی ظاهر و باطن اشاره کرده و میگوید که در عین حال که به نظر میرسد پیر شده، در روح جوان و زنده است. در نهایت، او از تجربههای صوفیانه و معنوی خود صحبت میکند، که در آن به وحدت با خدا و دوری از متعلقات دنیوی دست یافته است.
هوش مصنوعی: ای آقا، مرا به بهای کم نفروش، زیرا من ارزش بیشتری دارم. تو فقط ظاهر من را میبینی، اما من حقیقتا بندهای با روح و جان هستم.
هوش مصنوعی: تو وابسته به هوی و خواهشهای نفسانی هستی، اما من جان سلیمان را دارم و بر روی آرزوها و خواستهها سوار هستم، زیرا من سلطان جهان هستم.
هوش مصنوعی: اگرچه سنگهای سیاه ممکن است ظاهری بیاهمیت داشته باشند، اما یاقوت (جواهر گرانبها) میتواند از آنها برآید. ناگهان من همچون برقی در آسمان ظاهر شدم.
هوش مصنوعی: من در حالی که مست هستم، در ظاهر باهوش و هشیار به نظر میرسم. در نظر خداوند مشخص و آشکارم، اما برای مردم به طور پنهانی وجود دارم.
هوش مصنوعی: من مجنون هستم و آن زنجیر مرا موانع کرده؛ قامت من مانند تیر است، اما در روزگاری که جوان بودم، اکنون حس میکنم که پیر شدهام و با پشت خمیدهام.
هوش مصنوعی: عشق به زندگانی من رونق بخشید، در حالی که دل من در خرابی به سر میبرد. من در کنار اینکه جوان هستم، به عنوان فردی تجربهدیده در این عالم عشق، احساس میکنم.
هوش مصنوعی: تو به خاکی که humble است نگاه میکنی، اما من به خاکی که درخشان و بلندی مثل خورشید دارد، تعلق دارم.
هوش مصنوعی: من هم از نظر ظاهری و هم از حیث معنا مانند کوه استوار و ثابتقدم هستم، اما در عین حال مانند چرخ، همیشه در حال حرکت و پویا هستم.
هوش مصنوعی: من از نور خورشید نیز برترم، زیرا او بر فراز من قرار دارد و من بر خاک و ماده هستم.
هوش مصنوعی: دلبر نه به جسم و نه به قدرت، بلکه به دل و جان من نیاز دارد. او مانند یک شاه رفتار میکند و من نیز بندهای از جمله بندگان او هستم.
هوش مصنوعی: خاکی که در مسیر من است، مادر زایندهای است که در میخانهی وحدت از درد دوری میکند.
هوش مصنوعی: من از این خاک برترم و از آسمانها رها، از آلودگیهای دوگانگی پاکم و نه به این دنیا تعلق دارم و نه به آن دنیا.
هوش مصنوعی: من به اندازه دریایی از گوهرها دارم و میتوانم زرها را ببخشم و طلا بیفشانم، اما این نه همانند دریا است و نه به اندازه معادن طلا میباشد.
هوش مصنوعی: شیر فلکی به من حمله میکند، اما من در دنیای معنوی و بالا نمیگریزم؛ من شیر راستین هستم و به خودم میبالم.
هوش مصنوعی: در میخانه باقی ماندهام و از میِ نورانی مینوشم. هم جام را دارم و هم نوشندهاش، و در کنار پیر مغان حضور دارم.
هوش مصنوعی: مدتی بود که درخشان و بااخلاق بودم و سخنان شیرین میزدم، اما حالا مدتی است که نه از من خبری هست و نه از آن نطق و بیانی که داشتم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.