ما رهرو فقریم و فنا راهبر ما
بی خویشتنی کو که شود همسفر ما
ای آنکه ز خود با خبری در سفر عشق
زنهار نیائی که نیابی خبر ما
در کار دلم پای منه باک ز جان کن
کاین خانه بود فرش ز خون جگر ما
در کشور فقر آمده مهمان فنائیم
لخت جگر و پاره دل ماحضر ما
رنج تن ما از تب عشقست چه حاصل
از رنج طبیبی که دهد دردسر ما
امشب گذر از گوش کند خون که شب دوش
از چشم روان گشت و گذشت از کمر ما
فاسد شود ار خون به رگ از طبع گرانبار
خار ره تجرید بود نیشتر ما
ما خاک نشین در میخانه عشقیم
تاج سر خورشید بود خاک در ما
موران ضعیفیم ولی ملک سلیمان
با دست درین بادیه پیش نظر ما
ما خسرو فقریم و نپاید سر جمشید
گر سر کشد از خط سر تاجور ما
پی گم مکن ای سالک اگر طالب مائی
کز اشک روان سرخ بود رهگذر ما
دنبال صفا گیر که گر بگذری از چرخ
تا نگذری از خویش نبینی اثر ما
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر حالت وجودی و فقر روحی عاشقان است که در راه عشق پر از درد و رنج حرکت میکنند. شاعر به توصیف وضعیت خود و دیگران میپردازد که در جستجوی آگاهی و حقیقت هستند ولی هنوز از خود بیخبرند. همچنین به بیان سختیها و دردهای ناشی از عشق پرداخته و احساس میکند که این دردها بخشی از سفر عشق هستند. او به کسانی که در جستجوی حقیقتاند، هشدار میدهد که اگر از خود غافل شوند، نمیتوانند به درک عمیقتری از عشق برسند. در نهایت، شاعر به اهمیت صفا و خلوص در این مسیر اشاره میکند و تأکید میکند که برای درک عشق واقعی، باید از خود عبور کرد.
هوش مصنوعی: ما در زندگی راه خود را گم کردهایم و به دلیل نداشتن خودآگاهی، به دنبال کسی میگردیم که بتواند ما را در این مسیر همراهی کند.
هوش مصنوعی: ای کسی که در جریان عشق از حال خود آگاهی، مراقب باش که در این سفر نیایی و از ما بیخبر بمانی.
هوش مصنوعی: در دل من دخالت نکن و نگران جان من نباش، زیرا این خانه از خون دل ما فرش شده است.
هوش مصنوعی: در سرزمین فقر، ما مهمان هستیم و با دل شکسته و احساسات زخمی به اینجا آمدهایم.
هوش مصنوعی: رنج و درد جسمی ما ناشی از عشق است، چه فایدهای دارد وقتی طبیبی داریم که فقط بر دردهای ما میافزاید؟
هوش مصنوعی: امشب صدای گوشنواز خون من به گوش میرسد، زیرا شب گذشته از چشمانم اشک رها شد و آن اشک، کمر من را در نوردید و گذشت.
هوش مصنوعی: اگر خون در رگها تحت تأثیر طبیعت سنگین و ناخالص قرار بگیرد، راه رهایی و خالص شدن همچنان با درد و زخم همراه خواهد بود.
هوش مصنوعی: ما انسانهای ساده و خاکی هستیم که در میخانه عشق زندگی میکنیم و در حقیقت، وجود ما هم مانند خاکی است که تاج سر خورشید بر روی آن قرار دارد، یعنی ارزش و اهمیت ما در عشق و ارتباط با عشق نهفته است.
هوش مصنوعی: ما مانند مورچهها ضعیف و ناتوان هستیم، اما در این صحرا و بیابان، در برابر چشمانمان، ملک سلیمان وجود دارد.
هوش مصنوعی: ما در فقر و سادگی زندگی میکنیم و اگر سر سلسلهی محبوبمان از خط و مرز بگذرد، دیگر سلطنت و شکوه جمشید هم پایدار نخواهد ماند.
هوش مصنوعی: ای رهجو، اگر دنبال حقیقت هستی، راهت را گم نکن؛ چرا که راه ما با اشکهای روان سرخ پر شده است.
هوش مصنوعی: به دنبال آرامش باش، زیرا اگر از زندگی مرور کنی و ماجراهای آن را پشت سر بگذاری، هنوز بدون شناخت خودت، نخواهی توانست نشانهای از ما را ببینی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوش آب حیاتی است روان در نظر ما
عالم همه سیراب شد از رهگذر ما
از دیدهٔ ما آب روانست به هر سو
امید که جاوید بماند اثر ما
عمریست که در گوشهٔ میخانه مقیمیم
[...]
ای چون فلک از عشق تو سرگشته سر ما
سودای تو زد آتش غم در جگر ما
بودیم هوادار تو پیوسته و باشیم
تا هست نشان تو و باشد اثر ما
بشنو که چه فریاد و فغان در ملکوت است
[...]
ای خاک ته کفش تو کحل بصر ما
کفشی که زنی بر سر ما تاج سرما
می کن به خبر پرسی ما رنجه لب خویش
زان پیش که پرسی و نیابی خبر ما
پیش از حرم کعبه به کوی تو رسیدیم
[...]
عشق کرم آموز درآمد ز در ما
صد قافله غم ریخت ز دل بر جگر ما
کاهل نظری بین که به صد جذب تجلی
هرگز نرسد تا سر مژگان نظر ما
ما ناله فروشان جرس محمل دردیم
[...]
بر چرخ محیط است فروغ نظر ما
ساحل دل دریاست ز آب گهر ما
در نامه ما حرف نسنجیده نباشد
از جیب صدف سفته برآید گهر ما
چون دیده ماهی که نماید ز ته آب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.