گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
اوحدالدین کرمانی

گفتی عالم به پای درویشان است

عالم همه از برای درویشان است

زنهار مخوان تو هر گدا را درویش

سلطان جهان گدای درویشان است

سعیدا

دیدار خدا لقای درویشان است

کیخسرو و جم، گدای درویشان است

آن مشعله ای که آفتابش نام است

یک ذره ز نور رای درویشان است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه