گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
انوری

عدل تو زمانه را نگهدار بس است

تایید تو دین و ملک را یار بس است

چون کار جهان کلک تو می‌دارد راست

تا هست جهان کلک تو بر کار بس است

قدسی مشهدی

گر عشق مرا شود خریدار بس است

ور غم بودم مونس و غمخوار بس است

ای آن که مراد دو جهان می‌طلبی

این از تو و آن از تو مرا یار بس است

سعیدا

گنجینهٔ ما سینهٔ [افگار] بس است

زرپاشی آن ماه شرربار بس است

از هر دو جهان متاع برچیدهٔ ما

چشمی نگران و دل بیدار بس است

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه