چه هشیار است در انداز چشم می پرست او
که هرگز یک دلی بیرون نمی آید ز [شست] او
هزاران حلقه باید در خم زلف پریرویان
که تا یک دل تواند صید کردن چشم مست او
دلم را گوی بازی کرده اید و راضیم از جان
ولیکن باخبر ای ماهرویان از شکست او
چه گویم از خم زلف و قد موزون دلجویش
که هرگز کی توان کردن به عمری شرح بست او
یقین معذور خواهد بود از تکلیف در عالم
که تا محشر نمی آید به خود مست الست او
از آن جان را خوش آید ناوک مژگان که هر ساعت
دل ما را خطا تا گردن و تا پر نشست او
سعیدا مهر مهرویی به دل دارد که از خجلت
ید بیضا دگر بیرون نمی آید ز دست او
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیبایی و تاثیر دلانگیز معشوق است. شاعر با ستایش از چشمان مست و زلفهای پیچیده او، به توصیف احساسی عمیق میپردازد. او احساس میکند که دلباختگی و جذب شدن به زیبایی این معشوق، او را به حالت بیاختیاری رسانده و در این مسیر، هیچیک از تلاشهایش برای توصیف یا فرار از این عشق، نتیجهای نخواهد داشت. در نهایت، شاعر به این باور میرسد که لمسی از زیبایی معشوق، مانند یک معجزه است که باعث انجماد و عدم توانایی در بیان احساسات میشود.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی به دقت و هوشیاری شخصی اشاره دارد که نگهبان عشق و علاقهاش است. او به قدری آگاه و متوجه است که هیچ احساسی از دلش بیرون نمیآید و همواره در کنترل خود باقیست. در واقع، او با غم یا شادمانی خود به گونهای رفتار میکند که هیچ کس از درون او باخبر نمیشود.
هوش مصنوعی: برای به دست آوردن عشق و جذبه دختری زیبا، باید تلاشهای فراوانی انجام داد، زیرا تنها یک دل و یک نگاه از او میتواند دل را در دام بیفکند.
هوش مصنوعی: دلم را همچون عروسکی در بازی خود درآوردهاید و من از جانم راضیام، اما ای زیبایان، خبر داشته باشید که او دچار شکست شده است.
هوش مصنوعی: نمیدانم چگونه از زیباییهای زلف و قامت دلربایش صحبت کنم، زیرا هیچکس نمیتواند در تمام عمر خود توصیف کاملی از این زیباییها ارائه دهد.
هوش مصنوعی: در عالم، تا زمانی که به روز قیامت نرسیدهایم، شخصی که به حالت «مستی» و غفلت از خود به سر میبرد، در برابر وظایف و مسئولیتها معذور و عذرخواه خواهد بود.
هوش مصنوعی: چشمهای زیبای محبوب باعث میشوند که دل ما هر لحظه دچار اشتباه و وسوسه شود و به شدت تحت تاثیر محبت او قرار بگیرد.
هوش مصنوعی: سعیدا، کسی به دلش عشق و محبت معشوقی دارد که از شرم و حیا، نمیتواند خود را نشان دهد و از دست او، کار خاصی برنمیآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.