به روی سینه سیل اشک باز از دیده برگردان
بزن جاروب مژگان را و از دل گرد غم بنشان
اگر خواهی به چشم کم نبیند هر که پیش آید
چو تیغ مغربی شو از لباس عاریت عریان
مکن عیبم اگر تبعیت مردم نمی سازدم
خلاف عادت ایشان بود آیین درویشان
غبار جادهٔ کویت شدم ای آبروی جان
قدم بر فرق من بگذار و گرد از روی خود بنشان
چرا زان پیشتر تن بر قضا ندهی که تقدیرش
سرت را گوی بازی سازد و دستت کند چوگان
مکن با بدگهر مضبوط پیوند محبت را
که نتوانی کنی با چین پیشانی دگر سوهان
مبادا نفس و شیطان آشنا گردد به یکدیگر
که یوسف را برد چون متفق شد گرگ با چوپان
چرا زاهد نسازی باز دکان نصحیت را
ز خوبان بلاانگیز خالی دیدهای میدان؟
بگوییدش به آن خورشید را تا چند خواهد بود
سعیدا در هوای مهر او چون ذره سرگردان؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ابراز احساسات عمیق خود پرداخته و از غم و اندوه خویش سخن میگوید. او تاکید میکند که باید به دلی گناهآلود غبار غم را زدود و خود را از عواطف ناسالم حفظ کند. در عین حال، او میخواهد که از روابط خطرناک دوری کند و از پیوندهایی که ممکن است او را به بند بکشد، پرهیز کند. شاعر نسبت به عشق و محبت به معشوقهاش بسیار نیازمند و مشتاق است و حسرتی عمیق در او وجود دارد که او را مانند ذرهای سرگردان در فضای عشق رنج میدهد. در پایان، او به یاری و نور معشوقش اشاره میکند و نگرانی خود از دنیای مادی و آسیبهای آن را ابراز میکند.
هوش مصنوعی: با چشمان پر از اشک، سینهام آکنده از غم است. حالا با مژگانت این دل را پاک کن و غبار ناراحتی را از آن دور کن.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی کسی تو را کماهمیت نبیند و متوجه نادانیات نشود، باید مانند تیغی تیز و برنده باشی و از چیزهایی که به تو تعلق ندارند، دست بکش و خودت را به نمایش بگذار.
هوش مصنوعی: اگر من عیبی دارم، نباید به آن خُرده بگیری، زیرا اینکه من از مردم پیروی نکردم و راه خود را انتخاب کردم، به دلیل شیوه خاص درویشان است که با عادت دیگران متفاوت است.
هوش مصنوعی: من به گرد و غبار راه تو تبدیل شدهام، ای که آبروی جان من هستی. بر سر من قدم بگذار و غبار را از چهرهات پاک کن.
هوش مصنوعی: چرا قبل از اینکه قضا و سرنوشت بر تو تأثیر بگذارد، تسلیم آن نمیشوی؟ زیرا ممکن است تقدیر تو را به بازی بگیرد و تو را مانند یک توپ در زمین بازی جا به جا کند.
هوش مصنوعی: با افرادی که دارای شخصیت و خصلتهای بد هستند، پیوند محبت برقرار نکن؛ زیرا مانند این است که بخواهی با یک دندانه زبر بر روی چهرهای صاف و زیبا کار کنی.
هوش مصنوعی: مراقب باش که نفس و شیطان با یکدیگر آشنا نشوند، چون وقتی یوسف را بردند که گرگ با چوپان متفق شد.
هوش مصنوعی: چرا نمیگذاری که دکان نصیحت خالی بماند، در حالی که خوبان را با بلا میآزاری و نمیخواهی خود را از آنان دور کنی؟
هوش مصنوعی: به او بگویید که این خورشید تا کی میخواهد در عشق و محبت او خوشبخت باشد، همانطور که ذرهای در فضای بیهدف سرگردان است؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سپهسالار لشکرشان یکی لشکر کاری
شکسته شد از و لشکر ولیکن لشکر ایشان
چه روز افزون و عالی دولتست این دولت سلطان
که روز افزون بدو گشته ست ملک و ملت و ایمان
بدین دولت زیادت شد به اسلام اندرون قوت
بدین دولت پدید آمد به تعطیل اندرون نقصان
بدین دولت جهان خالی شد از کفران و ازبدعت
[...]
خجسته دولت عالی همین کرد ای ملک پیمان
که فتحی نو دهد هر روز از یک گوشه کیهان
فرود آرد سپاهت را به گرد کشور عاصی
برآرد گرد از آن کشور بسوی گنبد گردان
برانگیزد ز شادروان سپاه پادشاهی را
[...]
چه گوئی؟ ای شده زین گوی گردان پشت تو چوگان
به دست سالیان شسته زمان از موی تو قطران
ز قول رفته و مانده چه بر خواندی و چه شنودی؟
چه گفتند این و آن هر دو؟ چه چیز است این، چه چیز است آن؟
گر این نزدیک را گوئی و آن مر دور را گوئی
[...]
چو رستم گشت در کوشش، چو حاتم گشت در بخشش
چو لقمان گشت در حکمت، چو سلمان گشت در عرفان
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.