خویش را بر صف مژگان تو مستانه زدیم
ساغر عهد شکستیم به پیمانه زدیم
صورت قلب نمودیم به هر جا رفتیم
بسکه ما نقش دغل بر دل دیوانه زدیم
تا خبردار شود کافر و مؤمن از عشق
بانگ در کعبه و ناقوس به بتخانه زدیم
حسن معنی بدرخشید چو با پنجهٔ فکر
گره زلف عروسان سخن شانه زدیم
غیر با بی ادبی تا نه درآید این جا
قفل لب بوسه کنان بر در میخانه زدیم
نه چو خورشید گذشتیم ز دار عالم
پشت پا بر فلک از همت مردانه زدیم
شعلهٔ شمع مپندار که آتش باشد
مشت آبی است که بر آتش پروانه زدیم
فارغ از سایهٔ اقبال هما گردیدیم
خیمهٔ خویش چو بر گوشهٔ ویرانه زدیم
دایم از بادهٔ معنی دل ما سرشار است
تا به لب مهر خموشی لب پیمانه زدیم
قطع کردیم لباس دو جهان را از بر
بخیه بر خرقهٔ تجرید فقیرانه زدیم
یاد می داد سعیدا ز [اثاث] فغفور
هر سفالی که در او بادهٔ رندانه زدیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تجربههای عمیق و شور و شوق شاعر در عشق و آزادی است. شاعر با تأکید بر زیبایی و جذابیت معشوق، به شکستن مرزهای convencional و محدودیتها میپردازد. او با اشارات به میخانه و باده، به جستوجوی حقیقت و معنا در زندگی اشاره میکند و نشان میدهد که انسان باید به دنبال دلایل عمیقتر عشق و آزادی باشد. در نهایت، این شعر به نوعی دعوت به رهایی از جهان مادی و دستیابی به درک عمیقتر از وجود است.
هوش مصنوعی: ما با شوق و ذوق به چشمان تو نگاه کردیم و در دل عهد و قرارهایمان را شکستیم و به خوشی و شادی ادامه دادیم.
هوش مصنوعی: ما در هر جایی که رفتیم، چهره دل را نمایش دادیم، زیرا به اندازهای بر دلهای دیوانه نقشهای فریبنده زدیم.
هوش مصنوعی: ما با صدای عاشقانهای که در کعبه و معبد به گوش میرسد، میخواهیم این حقیقت را به افراد با ایمان و بیایمان اطلاع دهیم.
هوش مصنوعی: زیبایی معنا همچون ماه کامل درخشید، زمانی که با دست خیال و اندیشه، به گیسوان سخنهای عروس مانند رسیدگی کردیم.
هوش مصنوعی: در اینجا به این معناست که به مکان خاصی نروید مگر اینکه با ادب و احترام رفتار کنید. ما با لب هایی که به بوسه و محبت عادت دارند، بر درب میخانه کوبیدیم.
هوش مصنوعی: ما نه مانند خورشید هستیم که به سادگی از دنیای مادی بگذریم، بلکه با ارادهی قوی و تلاش مردانه، افقها را فتح کرده و به آسمانها سیطره پیدا کردیم.
هوش مصنوعی: شعلهٔ شمع را نیاورید به حساب آتش واقعی، بلکه آن را مانند قطرهٔ آبی ببینید که بر آتش پروانه ریختهایم.
هوش مصنوعی: از سرنوشت و شانس خود بیخبر و بیتوجه، به آنجا رسیدیم که در گوشهای از یک ویرانه، چادر خود را برپا کردیم.
هوش مصنوعی: ما همیشه از معنای عشق و احساس سرشاریم تا زمانی که لبهای ما به سکوت و آرامش برسند و از پیمانهای که پر از بادهٔ عشق است، بنوشیم.
هوش مصنوعی: دست از هر دو جهان شستیم و پوشش های آنها را کنار گذاشتیم و به سادگی و بینیازی لباس فقر و زهد پوشیدیم.
هوش مصنوعی: سعید به من میآموخت که هر ظرف سفالی که در آن شراب خوشگوار ریختهایم، یادآور چه چیزهایی از دوران فرخنده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.