من نه این آب روان از لب جو می بینم
نفس اوست که من از دم او می بینم
آنچه در جام، جم از دور تماشا می کرد
گاه در شیشه و خم گه به سبو می بینم
با وجودی که نه بیش است و نه کم از کم و بیش
هر طرف می نگرم جلوهٔ او می بینم
توبه زلف و خط و [خالی] گرو و من به نگاه
تو ز گل رنگ و رخ و من همه او می بینم
هر کجا پیرهن دوستی و مهر و وفاست
چاک گردیده ز دست تو رفو می بینم
نظر از خویشتن آن روز که برداشته ام
شکر ایزد که سعیدا همه او می بینم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان تجربهای عمیق از عشق و عشقورزی میپردازد. او به جای تماشای زیباییهای ظاهری، فقط جلوهی معشوق را در همه چیز و همه جا میبیند و وجود او را در ریشههای هستی حس میکند. از دیدگاه شاعر، وجود معشوق در هر لحظه و مکان مشهود است و او خود را در عشق به معشوق غرق کرده است. همچنین، شاعر با اشاره به دوستی و وفا، بر اهمیت محبت و ارتباطات انسانی تأکید میکند و در نهایت میگوید که شکر خدا را میکند که توانسته این محبت را درک کند.
هوش مصنوعی: من این آب جاری را از کناره جوی نمیبینم، بلکه نفس او را میبینم که من از نفس او آگاه میشوم.
هوش مصنوعی: آنچه که جم در گذشته از دور در جام میکرد، حالا من گاهی در شیشه و گاه در خم و سبو مشاهده میکنم.
هوش مصنوعی: با اینکه هیچ چیز بیش از او یا کمتر از او نیست، هر جایی که نگاه میکنم، جلوه و زیبایی او را میبینم.
هوش مصنوعی: من زیباییهای ظاهری و نام و نشانی را فراموش کردهام و تمام وجودم را در نگاه تو میبینم. تو را به خاطر رنگ و رخسارت پرستش میکنم و برایم همه چیز در تو خلاصه میشود.
هوش مصنوعی: هر جایی که محبت و دوستی وجود دارد، نشانههایی از محبت تو را مشاهده میکنم که به شکل درد و جدایی نمایان شده است.
هوش مصنوعی: از روزی که خود را فراموش کردهام و به تماشای زیباییهای زندگی پرداختهام، سپاسگزار خداوند هستم که در هر جا و در هر لحظه، خوشبختی را فقط در وجود او میبینم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من که در صورت خوبان همه او میبینم
تو مپندار که من روی نکو میبینم
نیست در دیده من هیچ مقابل همه اوست
تو قفا مینگری من همه رو میبینم
هرکجا مینگری دیده بدو مینگرد
[...]
من که در هرچه نظر میکنم او میبینم
هرچه میبینم از آن روی نکومیبینم
از همه سوی جهان جلوه او میبینم
جلوه اوست جهان کز همه سو میبینم
چشم از او جلوه از او ما چه حریفیم ای دل
چهره اوست که با دیده او میبینم
تا که در دیده من کون و مکان آینه گشت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.