تنی چند بید لرزان و روان ساکنی دارم
زمین بی قرار و آسمان ساکنی دارم
نمی آید ز ضعف تن، خدنگ آه من تا لب
که از دست توانایی کمان ساکنی دارم
چو گل در غنچهٔ طبعم به صد رنگ است حرف اما
به هنگام سخن گفتن زبان ساکنی دارم
چو تصویرم نباشد اختیار پیش و پس رفتن
به دست نارسای خود عنان ساکنی دارم
نه چون بلبل دل هر غنچه را خون کرده ام دایم
نسیم آسا به گوش گل فغان ساکنی دارم
به امیدی که بوی پیرهن از مصر می آید
در این وادی به هر جا کاروان ساکنی دارم
سعیدا هیچ گه بی غم ندیدم خاطر خود را
در این ویرانه دایم میهمان ساکنی دارم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات و درونمایههای عاطفی خود صحبت میکند. او با استعارههایی مانند "بید لرزان" و "زمین بیقرار" به ناپایداری درونی و عدم ثباتش اشاره دارد. او بیان میکند که حتی وقتی از ضعف رنج میبرد، نمیتواند احساساتش را به درستی ابراز کند و در سخن گفتن دچار مشکل است.
شاعر به تشبیه طبع خود به گل در غنچه میپردازد که حرفهای زیادی برای گفتن دارد اما در عمل قادر به بیان آنها نیست. او احساس میکند که کنترل زندگیاش را از دست داده و دلش به خون کشیدن غنچهها نیست، بلکه تنها به گوش گل فریاد میزند.
وی به امید شنیدن بوی پیراهن از سرزمین دور (مصر) در این وادی انتظار کشیده و در این مکان بیروح و ویران، همیشه درگیر غم و اندوه است. در نهایت شاعر به عدم قرار و آرامش خود اشاره کرده و نشان میدهد که دائم در حال میهمانی غم و ناامیدی است.
هوش مصنوعی: من گروهی از درختان بید را دارم که به آرامی در حال تکان خوردن هستند و بر روی زمین بیقرار، آسمانی ساکن و آرام دارم.
هوش مصنوعی: به خاطر ضعف جسمیام، نمیتوانم تیری از آه من به سوی کسی بفرستم، چرا که توانایی کمان را ندارم.
هوش مصنوعی: درون من احساسات و افکار متفاوت و رنگارنگی وجود دارد، اما وقتی میخواهم صحبت کنم، زبانم آرام و بیصداست.
هوش مصنوعی: وقتی که من تصویر و هویت مشخصی ندارم، کنترل بر پیشرفت و پسرفت خودم به دستم نیست و نمیتوانم به راحتی مسیر زندگیام را مدیریت کنم.
هوش مصنوعی: من مانند بلبل نیستم که در دل هر غنچهای زیباترین نغمهها را سر دهم، بلکه همواره مانند نسیمی آرام به گلها نزدیک میشوم و نالهای از دل دارم که ساکنان آنجا را خبر میکند.
هوش مصنوعی: در این وادی، به خاطر امیدی که از سرزمین مصر به گوش میرسد، در هر جایی که برسم، گروهی از مسافران را میبینم که در حرکت هستند.
هوش مصنوعی: در زندگیام هرگز لحظهای بدون غم نبودهام، و در این مکان خراب، همیشه احساسی را دارم که گویی مهمان کسی هستم که در اینجا سکونت دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.