رفتار محال است ز کوی تو کسی را
نبود گذر از یک سر موی تو کسی را
از عکس تو عکسی است در آیینهٔ اوهام
ور نه خبری نیست ز روی تو کسی را
مشکل که تو را بیند و از جا نرود کس
چون یاد کند شیفته بوی تو کسی را
در هر صفت از خویش برون رفتم و دیدم
جز ذات تو ره نیست به سوی تو کسی را
فریاد و فغان کار سعیداست به کویت
ورنه سخنی نیست ز خوی تو کسی را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عشق و زیبایی محبوب خود میپردازد و بیان میکند که هیچ کس توانایی عبور از زیبایی و محبت او را ندارد. او میگوید که هرکسی که به چهره محبوب نگاه کند، دچار شگفتی میشود و نمیتواند از آن دل بکند. شاعر با تأکید بر اینکه جز ذات محبوب راهی به سمت او نیست، نشان میدهد که عشق او بینظیر و بیبدیل است. در نهایت، او فریادهای خود را به سوی محبوبش میفرستد، زیرا غیر از او سخنی و خبری از زیباییها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: هیچکس نمیتواند از کنار موهای تو بگذرد، زیرا هیچکس جرئت نمیکند به کوی تو نزدیک شود.
هوش مصنوعی: در آینههای خیالی تنها تصویری از تو وجود دارد، زیرا هیچکس از چهرهٔ واقعی تو خبر ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی کسی تو را ببیند و نتواند حرکت کند، این نشان میدهد که یاد تو آنقدر جذاب و دلرباست که هیچکس نمیتواند از آن دور شود.
هوش مصنوعی: در هر ویژگی و صفتی که به آن فکر کردم، متوجه شدم که هیچ راهی به سوی تو وجود ندارد جز خودت. کسی نمیتواند به تو نزدیک شود مگر از طریق ذات تو.
هوش مصنوعی: سعید در کوی تو فریاد و ناله میزند، وگرنه هیچکس از حال تو خبر ندارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.