مگر که بوی گل و لاله [از] هوا جوشید
که باز شور و جنون در دماغ ما جوشید
عنان ز گرد تو شد ابلق نظر را گرم
غبار کوی تو گویا به توتیا جوشید
چه الفت است خدایا که او به من دارد
کسی ندیده به بیگانه آشنا جوشید
حنا به آن کف پا رو به رو نشد هرگز
بسی به خون شهیدان کربلا جوشید
به روی یار سعیدا سخن به عکس مگوی
که خون شرم در آیینهٔ حیا جوشید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این اشعار به احساسات عمیق و عشق اشاره میکند. او به زیبایی گل و لاله و تأثیر آنها بر شور و جنون درونیاش میپردازد. همچنین، از نگاه کردن به معشوقش و تأثیر غبار کوی او بر زندگیاش صحبت میکند. شاعر از الفتی که بین خودش و فرد محبوب وجود دارد میگوید، الفتی که نمیتوان آن را در هیچ رابطهای دیگر مشاهده کرد. او به خاطر خون شهیدان کربلا نیز به احساسات قویاش اشاره میکند و در نهایت، از احتیاط در بیان احساسات به محبوبش یاد میکند، زیرا شرم و حیا در وجود او تاثیرگذار است.
هوش مصنوعی: فقط زمانی که عطر گل و لاله در هوا به مشام برسد، دوباره احساس شوق و جنون در ذهن ما به وجود میآید.
هوش مصنوعی: گرد و غبار دور تو به اندازهای عمیق است که نگاه را سردرگم کرده و به نظر میرسد که این غبار به چشمانم نشسته و آنها را تار کرده است.
هوش مصنوعی: خدایا، چه ارتباطی عجیب و عمیقی بین من و او وجود دارد که هیچکس نتوانسته است این نوع نزدیکی را بین دو بیگانه مشاهده کند.
هوش مصنوعی: خون شهیدان کربلا در دل زمین جوشیده است، اما حنا هرگز به پاهای آنها نرسید.
هوش مصنوعی: با روی خوش با معشوق سخن بگو و دروغ نگو، چون شرم و حیا همچون خونی در دل انسان به جوش میآید.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که دست در خُمِ مِی زد، که خون ما جوشید
که برفروخت که درچشم ما حیا جوشید
هزار آبله از هر نفس فروریزد
چنین که از ته دل تا لبم دعا جوشید
ترانهٔ که چمن را به خون گرم گرفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.