اگر خواهد کسی تا روز محشر باشرف آید
ز جان و دل به طوف مرقد شاه نجف آید
ز دریای سخایش گرچه بسیار است امیدم
قناعت می کنم ز این بحر اگر سنگی به کف آید
شهیدش بر لب کوثر چو خواهد گشت بزم آرا
به رقاصی مسیحا مهر و مه با چنگ و دف آید
چه سازم مدح آل او که در مداحی ایشان
ز جوش عقدههای در لب دریا به کف آید
سعیدا گر نبودی بندهای از بندگان او
چرا از هند مهرافزا چو خورشید این طرف آید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بیان عشق و ارادت خود به امام علی (ع) و زیباییهای او میپردازد. او از امید و آرزوی خود برای نزدیک شدن به مرقد امام میگوید و قناعت میکند اگر فقط سنگی از دریای سخاوت او نصیبش شود. شاعر همچنین به بزم و شادیای که در بهشت با حضور علی (ع) و اهل بیت او وجود دارد اشاره میکند و حس میکند که در وصف و مدح ایشان، زبانش ناچار از بیان عمق عشق و ارادتش ناتوان است. در نهایت، او به خود تذکر میدهد که اگر بنده این بزرگان نبود، چرا باید آفتاب محبت و نور ایشان بر او بتابد.
هوش مصنوعی: اگر کسی بخواهد تا روز قیامت با عزت و شرافت بیاید، باید با تمام وجود به زیارت مرقد امام علی (ع) در نجف برود.
هوش مصنوعی: اگرچه از دریای سخاوت او امیدوارم به چیزهای زیادی دست یابم، اما قناعت میکنم و اگر تنها یک سنگ هم به دستم بیفتد، همین را کافی میدانم.
هوش مصنوعی: هنگامی که شهید به کنار چشمه کوثر میرسد، جشن و شادی برپا میشود و مسیحا با عشق و جذابیت همراه با نواختن چنگ و دف به مراسم میپیوندد.
هوش مصنوعی: چه بگویم در ستایش خاندان او، وقتی که در وصف آنها آنچنان احساساتی میشوم که انگار از عمق قلبم و در کنار دریا، به کف آب میآید.
هوش مصنوعی: اگر تو بندهای از بندگان او نمی بودی، چرا در این سوی جهان مانند خورشید، از هند نورافشانی میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.