مجنون به گرد خیمهٔ لیلی نمی رسد
دیوانه را مقام تسلی نمی رسد
تا کی به رود نیل زنی خرقه ای عزیز
کس با خدا به جامهٔ نیلی نمی رسد
چشمی ز غیر بسته چو موسی عصا کشی
باید وگرنه کس به تجلی نمی رسد
بر آب گر روی و در آتش وطن کنی
موسی نمی شوی [و] خلیلی نمی رسد
از دست روزگار سعیدا چه گل چه خار
آن رو کدام روست که سیلی نمی رسد؟


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به نشان دادن محنت و دوری مجنون از لیلی میپردازد. او میگوید دیوانگان و عاشقان حقیقی در تسلی و آرامش به سختی میرسند و به تشبیهاتی همچون رود نیل و جامه نیلی برای بیان جایگاهی که شاعران و عاشقان برتر به آن نمیرسند، استفاده میکند. همچنین به داستان موسی اشاره میکند که تجلی خداوند را در دست ندارد و بدون شایستگی، به مقامهای بلند نمیرسد. شاعر در نهایت ابراز میکند که در دست روزگار، هم باید با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم کرد و باید پذیرفت که هیچکس به آسانی به مقاصد خود نمیرسد.
هوش مصنوعی: مجنون هرگز به دور خیمهٔ لیلی نمیرسد، زیرا دیوانه هرگز نمیتواند به آرامش و دلگرمی دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی به سمت نیل بروی و لباسی گرانبها بپوشی؟ هیچکس با پوشش نیلی به حقیقت و اتصال به خدا نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر چشمی به غیر از حقیقت بسته باشد، باید مانند موسی عصا داشته باشی تا بر موانع غلبه کنی، وگرنه هیچکس به نور و روشنایی نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: اگر بر روی آب قدم بزنی و در آتش وطن خود را بیاندازی، هرگز به مقام موسی نخواهی رسید و خلیل هم به تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: ای سعیدا، از دست روزگار چه بگوییم؟ هم گلها و هم خارها، هیچ راهی وجود ندارد که جلو سیلابها را بگیریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.